شهید غلام حیدر غلامی بمرود: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۹: سطر ۹:
 
نوع عضویت :    سایر شهدا    مسئولیت :    رزمنده‌
 
نوع عضویت :    سایر شهدا    مسئولیت :    رزمنده‌
 
گلزار :     
 
گلزار :     
خاطرات
+
==خاطرات==
 
خواب و رویای دیگران درمورد شهید
 
خواب و رویای دیگران درمورد شهید
 
موضوع    خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
 
موضوع    خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
سطر ۱۵: سطر ۱۵:
 
متن کامل خاطره
 
متن کامل خاطره
  
یک شب خواب دیدم که برادرم غلام حیدر از طرف بالای قلعه ی بمرود می آید به من که رسید با هم احوالپرسی کردیم به او گفتم چرا نمی آیی؟ همه منتظر تو هستند؟ در جوابم گفت: این ها نمی گذارند گرفتار این ها شده ام دیگر نخواهم آمد بعد نگاه کردم چه کسانی هستند دیدم عده ای عراقی عقب تر ایستاده اند و همراه و مواظب غلام حیدر هستند. از خواب پریدم و دیگر برادرم غلام حیدر را ندیدم زیرا او مفقودالاثر شد.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15567 سایت یاران رضا]</ref>
+
*یک شب خواب دیدم که برادرم غلام حیدر از طرف بالای قلعه ی بمرود می آید به من که رسید با هم احوالپرسی کردیم به او گفتم چرا نمی آیی؟ همه منتظر تو هستند؟ در جوابم گفت: این ها نمی گذارند گرفتار این ها شده ام دیگر نخواهم آمد بعد نگاه کردم چه کسانی هستند دیدم عده ای عراقی عقب تر ایستاده اند و همراه و مواظب غلام حیدر هستند. از خواب پریدم و دیگر برادرم غلام حیدر را ندیدم زیرا او مفقودالاثر شد.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15567 سایت یاران رضا]</ref>
 
==پانویس==
 
==پانویس==
 
<references />
 
<references />

نسخهٔ ‏۲۰ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۱

کد شهید: 6310071 تاریخ تولد : نام : غلام‌حیدر محل تولد : قاین نام خانوادگی : غلامی‌بمرود تاریخ شهادت : 1363/04/06 نام پدر : محمد مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار :

خاطرات

خواب و رویای دیگران درمورد شهید موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد راوی حسن غلامی متن کامل خاطره

  • یک شب خواب دیدم که برادرم غلام حیدر از طرف بالای قلعه ی بمرود می آید به من که رسید با هم احوالپرسی کردیم به او گفتم چرا نمی آیی؟ همه منتظر تو هستند؟ در جوابم گفت: این ها نمی گذارند گرفتار این ها شده ام دیگر نخواهم آمد بعد نگاه کردم چه کسانی هستند دیدم عده ای عراقی عقب تر ایستاده اند و همراه و مواظب غلام حیدر هستند. از خواب پریدم و دیگر برادرم غلام حیدر را ندیدم زیرا او مفقودالاثر شد.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا