شهید مهدی غلامی 1367/04/01: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
| سطر ۱۰: | سطر ۱۰: | ||
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | ||
گلزار : | گلزار : | ||
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
شجاعت و شهامت | شجاعت و شهامت | ||
موضوع شجاعت و شهامت | موضوع شجاعت و شهامت | ||
| سطر ۱۶: | سطر ۱۶: | ||
متن کامل خاطره | متن کامل خاطره | ||
| − | یک خاطره در جبهه از مهدى دارم. در تنگه چزابه از پشت یک کوه مىرفتیم که ناگهان سه سرباز عراقى را دیدیم. که اسلحه هاى خود را بالا گرفته و میگویند دخیل الخمینى و بعد اسیر شدند. فردا صبح هوا هنوز تاریک بود که یک مرتبه دیدیم حدود 150 سرباز عراقى اسلحه هاى خود را بالا گرفته و گویا میخواستند که اسیر شوند و فرمانده گفت: یک نفر جان فدا میخواهم تا برود جلو بفهمد. اینها واقعاً میخواهند اسیر شوند یا نه، بعدا مهدى قبول کرد تا به جلو برود و یک آر پى جى برمى دارد و جلو میرود و وقتى خوب جلو میرود به آنها میگوید که اسلحه هایتان را به زمین بگذارید. ولى در این هنگام باران گلوله بود که به طرف او آمد و او فهمید که آنها قصدشان چه بوده و مهدى یا مهدى ادرکنى به طرف ما میرود و یک تیر، پایش میخورد که با کمک دوستان او را به بهدارى میبرند. | + | *یک خاطره در جبهه از مهدى دارم. در تنگه چزابه از پشت یک کوه مىرفتیم که ناگهان سه سرباز عراقى را دیدیم. که اسلحه هاى خود را بالا گرفته و میگویند دخیل الخمینى و بعد اسیر شدند. فردا صبح هوا هنوز تاریک بود که یک مرتبه دیدیم حدود 150 سرباز عراقى اسلحه هاى خود را بالا گرفته و گویا میخواستند که اسیر شوند و فرمانده گفت: یک نفر جان فدا میخواهم تا برود جلو بفهمد. اینها واقعاً میخواهند اسیر شوند یا نه، بعدا مهدى قبول کرد تا به جلو برود و یک آر پى جى برمى دارد و جلو میرود و وقتى خوب جلو میرود به آنها میگوید که اسلحه هایتان را به زمین بگذارید. ولى در این هنگام باران گلوله بود که به طرف او آمد و او فهمید که آنها قصدشان چه بوده و مهدى یا مهدى ادرکنى به طرف ما میرود و یک تیر، پایش میخورد که با کمک دوستان او را به بهدارى میبرند. |
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15553 یاران رضا]</ref> | <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15553 یاران رضا]</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references/> | <references/> | ||
نسخهٔ ۲۳ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۳
کد شهید: 6714270 تاریخ تولد : نام : مهدی محل تولد : فردوس نام خانوادگی : غلامی تاریخ شهادت : 1367/04/01 نام پدر : محمدابراهیم مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار :
خاطرات
شجاعت و شهامت
موضوع شجاعت و شهامت راوی متن کامل خاطره
- یک خاطره در جبهه از مهدى دارم. در تنگه چزابه از پشت یک کوه مىرفتیم که ناگهان سه سرباز عراقى را دیدیم. که اسلحه هاى خود را بالا گرفته و میگویند دخیل الخمینى و بعد اسیر شدند. فردا صبح هوا هنوز تاریک بود که یک مرتبه دیدیم حدود 150 سرباز عراقى اسلحه هاى خود را بالا گرفته و گویا میخواستند که اسیر شوند و فرمانده گفت: یک نفر جان فدا میخواهم تا برود جلو بفهمد. اینها واقعاً میخواهند اسیر شوند یا نه، بعدا مهدى قبول کرد تا به جلو برود و یک آر پى جى برمى دارد و جلو میرود و وقتى خوب جلو میرود به آنها میگوید که اسلحه هایتان را به زمین بگذارید. ولى در این هنگام باران گلوله بود که به طرف او آمد و او فهمید که آنها قصدشان چه بوده و مهدى یا مهدى ادرکنى به طرف ما میرود و یک تیر، پایش میخورد که با کمک دوستان او را به بهدارى میبرند.