ویرایشها
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار :
==خاطرات== پیش بینی شهادت
موضوع پيش بيني شهادت
راوی زهرا باری
علی اکبر یک روز که با بچه ها در روستا فوتبال بازی می کرد، گودالی را در آنجا دید بلافاصله رو به بچه ها کرد و گفت: بچه ها اینجا قبر من است و من را همین جا دفن می کنند. بعد از شهادتش هم در همانجا دفنش کردند.
موضوع خبر شهادت
راوی زهرا باری
هنگامی که علی اکبر به شهادت رسیده بود، همان آشنای ما در سپاه(آقای منصوری) به منزل ما آمد تا خبر شهادت او را بدهد. وقتی به منزل ما آمد، چند دقیقه ای که صحبت کردیم. ایشان شروع کرد به گریه کردن. من گفتم: مگر خبری شده است؟ علی اکبر شهید شده است؟ بعد گفتم: خدا را شکر. خدایا این فرزندم را به علی اکبر امام حسین(ع) ببخش و این هدیه را از من قبول کن. آقای منصوری تعجب کرد و گفت: شما ناراحت نیستید. گفتم: خیر. او به آرزوی خودش رسیده و مرا هم خوشحال کرد. چرا ناراحت باشم.
موضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
راوی زهرا باری
متن کامل خاطره
یک شب من خواب دیدم که یکی از آشنایان که در سپاه بودند مقداری پارچه سفید برای خانواده ما آوردند و گفتند: که آنها را بپوشید. بعد که از خواب بیدار شدم با خودم گفتم: علی اکبر این بار حتما" شهید می شود. بعد از 5 روز خبر شهادت او را می آورند.منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15213سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />