*یک روز که پیکر پاک یکی از شهیدان روستایمان را تشییع می کردیم و او را به قبرستان بردیم و دفن کردیم برادرم حسین هم همراه من بود به من گفت : خواهر جان بیا تا کمی آن طرف تر برویم با شما کار دارم به من گفت : این محلی که می بینی در آینده نزدیک مزار من می شود . گفتم : این چه حرفی است که می زنی؟ با خنده گفت : شهادت لیاقت می خواهد و اگر قسمتم باشد به شهادت می رسم و مرا به اینجا می آوردند و دفن می کنند . وقتی به جبهه رفت طبق گفته خودش به شهادت رسید و ایشان را در همان محلی که گفته بود به خاک سپردیم.
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2015690 یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references/>