شهید برات فرهمند: تفاوت بین نسخهها
(صفحهای جدید حاوی « کد شهید: 7200273 تاریخ تولد : نام : برات محل تولد : سرخس نام خانوادگی :...» ایجاد کرد) |
|||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | |||
| − | |||
کد شهید: 7200273 تاریخ تولد : | کد شهید: 7200273 تاریخ تولد : | ||
نام : برات محل تولد : سرخس | نام : برات محل تولد : سرخس | ||
| سطر ۱۲: | سطر ۱۰: | ||
گلزار : | گلزار : | ||
خاطرات | خاطرات | ||
| − | + | خواب و رویای دیگران درمورد شهید | |
موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد | موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد | ||
راوی صفر فرهمندی | راوی صفر فرهمندی | ||
متن کامل خاطره | متن کامل خاطره | ||
| − | برادرم با وجود اینکه سن کمی داشت ولی در سه مرحله به جبهه اعزام شد و روزی که جنگ تمام شد گریه میکرد و میگفت: من لیاقت نداشتم که به مقام شهادت برسم. تا اینکه به سربازی رفت و یکسال در یگان ویژه نیروی انتظامی در زاهدان خدمت کرد. یکی از شبهای ماه محرم درمسجد مراسم داشتیم بعد از پایان مراسم خوابم برد. در خواب دیدم که برات آمده است به مسجد و در مراسم شرکت میکند تا مرا دید جلو آمد و حال مرا پرسید. شما چطورید؟ گفت: من خیلی خوشحالم چون به آرزوی خودم رسیدم. صبح که بیدار شدم هر لحظه منتظر خبری بودم چون یقین داشتم برادر من به آرزویش رسیده است. | + | برادرم با وجود اینکه سن کمی داشت ولی در سه مرحله به جبهه اعزام شد و روزی که جنگ تمام شد گریه میکرد و میگفت: من لیاقت نداشتم که به مقام شهادت برسم. تا اینکه به سربازی رفت و یکسال در یگان ویژه نیروی انتظامی در زاهدان خدمت کرد. یکی از شبهای ماه محرم درمسجد مراسم داشتیم بعد از پایان مراسم خوابم برد. در خواب دیدم که برات آمده است به مسجد و در مراسم شرکت میکند تا مرا دید جلو آمد و حال مرا پرسید. شما چطورید؟ گفت: من خیلی خوشحالم چون به آرزوی خودم رسیدم. صبح که بیدار شدم هر لحظه منتظر خبری بودم چون یقین داشتم برادر من به آرزویش رسیده است.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15964 سایت یاران رضا]</ref> |
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
نسخهٔ ۳۱ تیر ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۰۵
کد شهید: 7200273 تاریخ تولد : نام : برات محل تولد : سرخس نام خانوادگی : فرهمند تاریخ شهادت : 1372/03/27 نام پدر : غلامحسین مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : سایر گلزار : خاطرات خواب و رویای دیگران درمورد شهید موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد راوی صفر فرهمندی متن کامل خاطره
برادرم با وجود اینکه سن کمی داشت ولی در سه مرحله به جبهه اعزام شد و روزی که جنگ تمام شد گریه میکرد و میگفت: من لیاقت نداشتم که به مقام شهادت برسم. تا اینکه به سربازی رفت و یکسال در یگان ویژه نیروی انتظامی در زاهدان خدمت کرد. یکی از شبهای ماه محرم درمسجد مراسم داشتیم بعد از پایان مراسم خوابم برد. در خواب دیدم که برات آمده است به مسجد و در مراسم شرکت میکند تا مرا دید جلو آمد و حال مرا پرسید. شما چطورید؟ گفت: من خیلی خوشحالم چون به آرزوی خودم رسیدم. صبح که بیدار شدم هر لحظه منتظر خبری بودم چون یقین داشتم برادر من به آرزویش رسیده است.[۱]