کد شهید: 6411581 تاریخ تولد :
نام : اسماعیل محل تولد : سبزوار
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار :
==خاطرات==
عشق شهادت
موضوع عشق شهادت
راوی محمد فرهادی
متن کامل خاطره
یک روزمن روز من و اسماعیل مشغول بافتن قالی بودیم که صدای جمعیت را شنیدیم که می گفتند: لا اله الا ا... الله ، اوبلند او بلند شد وبه و به دم پنجره رفت وگفتو گفت: بیا دارند شهید تشییع می کنند بعد ازدقایقی از دقایقی که جمعیت رد شدند اوگفتاو گفت: من دیگرنمی دیگر نمی توانم کارکنم وباید کار کنم و باید با جمعیت به تشییع بروم. به اوگفتماو گفتم: بیا بنشین وکارت و کارت را انجام بده ولی گفت: شاید دیدی همین اتفاق برای من هم افتاد و من هم شهید شدم آنوقت آن وقت تو همین حرف را می زنی وما هردو و ما هر دو بلند شدیم وبه و به تشییع رفتیم حالا که فکرمی فکر می کنم ایشان ازهمان از همان بچگی به اوالهام او الهام شده بود که شهید خواهد شد.منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15958سایت یاران رضا]</ref>==پانویس== <references />