شهید ناصر فروتن: تفاوت بین نسخهها
| سطر ۹: | سطر ۹: | ||
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | ||
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده | ||
| − | گلزار : | + | گلزار : حرممطهرامامر |
| − | + | خاطرات | |
| − | + | ||
دقت در حلال و حرام | دقت در حلال و حرام | ||
| − | |||
موضوع دقت در حلال و حرام | موضوع دقت در حلال و حرام | ||
| − | |||
راوی | راوی | ||
| + | متن کامل خاطره | ||
| − | + | در یکى از شبهاى گشت یکى از بچههاى شوخ بسیج در موقع گشت به یک میوه فروش کنار خیابان برخورد مىکند و چدن شب گذشته بود میوه فروش در کنار وسائل خود خوابیده بود و این فرد بسیجى چند تا از خربزههاى بنده خدا را برداشته و به داخل پایگاه مىآورد. و به بچهها مىدهد. بچهها هم شروع به خوردن مىکنند و هیچ کدام نمىپرسند که این خربزهها را از کجا آوردى و او هم هیچى نمىگوید ولى ناصر چدن اعتقاد به حلال و حرام داشته صبح روز بعد به سراغ میوه فروش مىرود و به او مىگوید که دیشب در حال گشت بودیم و دیدیم تا خواب هستى بیدارت نکردیم و چند تا از خربزه هایتان را برداشتیم حالا پولش هرچه مىشود بگوئید تا به شمابدهم. | |
| + | <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15973 یاران رضا]</ref> | ||
| − | + | ==پانویس== | |
| − | ==پانویس== | + | <references/> |
| − | <references /> | + | |
نسخهٔ ۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۳
کد شهید: 6310372 تاریخ تولد : نام : ناصر محل تولد : مشهد نام خانوادگی : فروتن تاریخ شهادت : 1363/12/29 نام پدر : محمدمهدی مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده گلزار : حرممطهرامامر خاطرات دقت در حلال و حرام موضوع دقت در حلال و حرام راوی متن کامل خاطره
در یکى از شبهاى گشت یکى از بچههاى شوخ بسیج در موقع گشت به یک میوه فروش کنار خیابان برخورد مىکند و چدن شب گذشته بود میوه فروش در کنار وسائل خود خوابیده بود و این فرد بسیجى چند تا از خربزههاى بنده خدا را برداشته و به داخل پایگاه مىآورد. و به بچهها مىدهد. بچهها هم شروع به خوردن مىکنند و هیچ کدام نمىپرسند که این خربزهها را از کجا آوردى و او هم هیچى نمىگوید ولى ناصر چدن اعتقاد به حلال و حرام داشته صبح روز بعد به سراغ میوه فروش مىرود و به او مىگوید که دیشب در حال گشت بودیم و دیدیم تا خواب هستى بیدارت نکردیم و چند تا از خربزه هایتان را برداشتیم حالا پولش هرچه مىشود بگوئید تا به شمابدهم. [۱]