ویرایشها
==زندگی نامه==
او آن قدر به خدمت و مبارزه در جبهه علاقه داشت كه به گفته همرزمانش از مرخصي مرخصی خود چشم پوشي مي پوشی می نمود و اغلب در جبهه ميماند، میماند، و در مرخصي مرخصی ها نگران بود كه مبادا عملياتي عملیاتی در منطقه بشود و او جا بماند، به همين دليل همین دلیل بعد از 2 ماه كه از آخرين مرخصي آخرین مرخصی او ميگذشت براي ديدن میگذشت برای دیدن پدر و مادر خود مدت 15 روز مرخصي مرخصی گرفته و عازم تهران ميشود میشود و 5 روز بيشتر بیشتر از مرخصي مرخصی او نميگذرد نمیگذرد كه با شنيدن شنیدن شروع عمليات عملیات عازم جبهه ميشود میشود به راهي راهی را كه قبل از حركت به مادر خود گفته بود ميرسد میرسد .
در تمام دوران خدمت مقدس سربازي، فعاليت سربازی، فعالیت چشم گيري گیری كه در خور يك یك سرباز اسلام را داشت و در حدي حدی كه در توانش بود هر مأموريت مأموریت و مسئوليتي مسئولیتی كه از طرف فرماندهانش به عهده او محول ميشد میشد به نحو احسن و شايسته شایسته انجام ميداد میداد و طبق نامهاي، فعاليت هايي نامهای، فعالیت هایی در ستاد تبليغات تبلیغات و تيم سياسي ايدئولوژيك تیم سیاسی ایدئولوژیك داشته و هماهنگ كننده برنامه تبليغات تبلیغات قسمت خودش بوده است .
وصیت من، وصیت تمام شهیدان در راه خداست، یعنی این که می خواهم همه شما ادامه دهنده راهم باشید ان شاء الله تا ظهور حضرت مهدی ( عج ) و چیز دیگری که از تک تک شما می خواهم این است که اگر کوچکترین بدی از من دیدید حلالم کنید، مخصوصاً شما مادر و پدرم .
و دیگر این که برای پیشرفت در کارهایتان صبر و مقاومت پیشه کنید و نماز به پا دارید و به ذکر خدا مشغول باشید، همگی سعی کنید که شناخت خود را نسبت به امام زمان ( عج ) و نایب او بیشتر کنید، این نوشته اي ای که الان دارم می نویسم در هوای خیلی تاریک است و چند قدمی دیگر به دیدار خدا ندارم، باز می گویم وصیت من، وصیت امام حسین ( ع ) است و دیگر این که در مرگ من که ان شاء الله خدا آن را شهادت قرار دهد، گریه مکنید و مراسم عزاداری مرا مثل مراسم جشن دامادیم برگزار کنید، کوچکترین ناراحتی به خود راه ندهید تا منافقان و دشمنان سوء استفاده کنند .