شهید عبدالعلی قائمی مقدم: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «rId4 کد شهید : 6219298 نام : عبدالعلی‌ نام خانوادگی : قائمی‌مقدم‌ نام پدر : محمد...» ایجاد کرد)
 
سطر ۱: سطر ۱:
rId4
 
 
 
کد شهید : 6219298  
 
کد شهید : 6219298  
  
سطر ۲۷: سطر ۲۵:
 
گلزار : شهداء
 
گلزار : شهداء
  
خاطرات
+
==خاطرات==
  
 
خواب و رویای دیگران درمورد شهید
 
خواب و رویای دیگران درمورد شهید
سطر ۴۹: سطر ۴۷:
  
  
یک شب خواب دیدم که شهید خدابخشی هم رزم برادرم عبدالعلی به روستای روئین آمده و ما به استقبال ایشان رفتیم . وقتی که به او رسیدم اورا در بغل گرفتم و بوسیدم . در همین حال شهید خدابخشی گفت : آرامتر مرا در آغوش بگیر قلبم مجروح است . آهسته به او گفتم : تو که سالم هستی و به سلامتی آمدی . علی کی می آید گفت : او بعدا می آید گفتم حالش چطور است گفت : حالش از من بهتر است .
+
یک شب خواب دیدم که شهید خدابخشی هم رزم برادرم عبدالعلی به روستای روئین آمده و ما به استقبال ایشان رفتیم . وقتی که به او رسیدم اورا در بغل گرفتم و بوسیدم . در همین حال شهید خدابخشی گفت : آرامتر مرا در آغوش بگیر قلبم مجروح است . آهسته به او گفتم : تو که سالم هستی و به سلامتی آمدی . علی کی می آید گفت : او بعدا می آید گفتم حالش چطور است گفت : حالش از من بهتر است .<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16272| سایت یاران رضا]</ref>
 
+
==پانویس==
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 16272
+
<references />

نسخهٔ ‏۱۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۴

کد شهید : 6219298

نام : عبدالعلی‌

نام خانوادگی : قائمی‌مقدم‌

نام پدر : محمد

تاریخ تولد :

محل تولد : اسفراین

تاریخ شهادت : 1362/12/06

مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :

شغل : پاسدار یگان خدمتی :

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .

نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌

گلزار : شهداء

خاطرات

خواب و رویای دیگران درمورد شهید

موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی احمد رضا قائمی مقدم

متن کامل خاطره


خواب دیدم هواپیماهای عراقی به روستای روئین حمله کردند و تکه ابری که یک پای مصنوعی داخل آن بود به روی پشت بام خانه ما انداختند و اعلام کردند دست نزنید شاید بمب باشد تاریخ را نگاه کردم دقیقا همان شبی بود که عملیات شروع شد و شهید قائمی در آن عملیات شرکت داشت . واز آن تکه ابرهایی که از بالا می افتاد یک تکه روی پشت بام شهید میرزازاده و دیگر بامهای روستا افتاد که به مرور آنها نیز شهید شدند .

خواب و رویای دیگران درمورد شهید

موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

راوی احمد رضا قائمی مقدم

متن کامل خاطره


یک شب خواب دیدم که شهید خدابخشی هم رزم برادرم عبدالعلی به روستای روئین آمده و ما به استقبال ایشان رفتیم . وقتی که به او رسیدم اورا در بغل گرفتم و بوسیدم . در همین حال شهید خدابخشی گفت : آرامتر مرا در آغوش بگیر قلبم مجروح است . آهسته به او گفتم : تو که سالم هستی و به سلامتی آمدی . علی کی می آید گفت : او بعدا می آید گفتم حالش چطور است گفت : حالش از من بهتر است .[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا