ویرایشها
==زندگی نامه==
از زبان شهید جانباز که اکنون در میان ما نیست:
دقیقا یادم نیست روز 24 یا 25 عملیات بود که با موشک "آر پی جی" خودرو ما مورد هدف قرار گرفت و به ارتفاع صد متری دره ای سقوط کردیم. در خودرو ما 18 نفر بودند و من خدمه کالیبر 50 بودم و از ابتدای سقوط در دره تا انتها آتش را قطع نکردم و به کنار نیامدم. وقتی به پائین رسیدیم ما 2 شهید و 5 مجروح و 11 جانباز دادیم. که یکی از آن جانبازان من بودم، من زیر ماشین چپ کرده خودمان مانده بودم و در همان حالت چشمانم قادر به دیدن نبود و نمی توانستم حرکت کنم. دهان و بینی ام خاک و خونی شده بود. من بعدها متوجه شدم که از گردن قطع نخاع شده ام و هدف 11 تیر و 9 ترکش و یک تیر به نخاع شده و بقیه تیرها به طور متواری در بدنم جای گرفته بود.
ما را از داخل دره به سنندج بردند و در آنجا 2 روز بستری بودیم و سپس به تهران اعزام شدیم. به علت وجود تیرهایی در بدن و نخاعم، مدت دو هزار و صد روز در بیمارستان های مجهز تهران بستری بودم.