شهید ابوالفضل قاسمی: تفاوت بین نسخهها
Bozorgmehr98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| سطر ۱: | سطر ۱: | ||
| − | کد شهید: 6310630 | + | کد شهید: 6310630 |
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | ||
| − | + | نام : ابوالفضل | |
| − | + | ||
| + | نام خانوادگی : قاسمی | ||
| + | |||
| + | نام پدر : علیاکبر | ||
| + | |||
| + | محل تولد : نیشابور | ||
| + | |||
| + | تاریخ شهادت : 1363/12/25 | ||
| + | |||
| + | تحصیلات : نامشخص | ||
| + | |||
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. | ||
| − | نوع عضویت : سایر شهدا | + | |
| + | نوع عضویت : سایر شهدا | ||
| + | |||
| + | مسئولیت : رزمنده | ||
| + | |||
گلزار : شهدا | گلزار : شهدا | ||
| − | خاطرات | + | |
| − | + | ||
| + | ==خاطرات== | ||
| + | |||
موضوع عشق شهادت | موضوع عشق شهادت | ||
| + | |||
راوی محمد علی قاسمی | راوی محمد علی قاسمی | ||
| − | |||
یک روز دوستان دور هم جمع بودیم و با هم صحبت می کردیم . یکی از دوستان می گفت :خدا کند من شهید شوم دیگری می گفت : تو لیاقت شهید شدن را نداری ، ابوالفضل می گفت : من بار اول است که به جبهه می آیم و حتماً شهید می شوم . شما اگر قرار بود که شهید شوید قبلاً شهید می شدید . | یک روز دوستان دور هم جمع بودیم و با هم صحبت می کردیم . یکی از دوستان می گفت :خدا کند من شهید شوم دیگری می گفت : تو لیاقت شهید شدن را نداری ، ابوالفضل می گفت : من بار اول است که به جبهه می آیم و حتماً شهید می شوم . شما اگر قرار بود که شهید شوید قبلاً شهید می شدید . | ||
| − | + | ||
| + | |||
| + | |||
موضوع لحظه و نحوه شهادت | موضوع لحظه و نحوه شهادت | ||
| + | |||
راوی محمد علی قاسمی | راوی محمد علی قاسمی | ||
| − | |||
در حین عملیات بچه های زیادی مجروح شده بودند ، از جمله آنها ابوالفضل بود . قایقها آمدند تا مجروحین را به عقب ببرند .من چند تا از بچه ها را که مجروح شده بودند در قایق گذاشتم . ابوالفضل هم همراه آنان بود وقتی قایق رفت ، بعداز چند لحظه به ما خبر رسید که قایق را با آرپی چی زدند . و این گونه ابوالفضل همراه دیگر دوستانش به شهادت رسیدند . | در حین عملیات بچه های زیادی مجروح شده بودند ، از جمله آنها ابوالفضل بود . قایقها آمدند تا مجروحین را به عقب ببرند .من چند تا از بچه ها را که مجروح شده بودند در قایق گذاشتم . ابوالفضل هم همراه آنان بود وقتی قایق رفت ، بعداز چند لحظه به ما خبر رسید که قایق را با آرپی چی زدند . و این گونه ابوالفضل همراه دیگر دوستانش به شهادت رسیدند . | ||
| − | + | ||
| + | |||
موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد | موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد | ||
| + | |||
راوی کلثوم قاسمی | راوی کلثوم قاسمی | ||
| − | |||
خواب دیدم یک دسته گل در دست ابوالفضل بود، آنها را به من داد و گفت : این گل را برای تو آورده ام. | خواب دیدم یک دسته گل در دست ابوالفضل بود، آنها را به من داد و گفت : این گل را برای تو آورده ام. | ||
| + | |||
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16390 یاران رضا]</ref> | <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16390 یاران رضا]</ref> | ||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references/> | <references/> | ||
نسخهٔ ۲۳ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۳۶
کد شهید: 6310630
نام : ابوالفضل
نام خانوادگی : قاسمی
نام پدر : علیاکبر
محل تولد : نیشابور
تاریخ شهادت : 1363/12/25
تحصیلات : نامشخص
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : رزمنده
گلزار : شهدا
خاطرات
موضوع عشق شهادت
راوی محمد علی قاسمی
یک روز دوستان دور هم جمع بودیم و با هم صحبت می کردیم . یکی از دوستان می گفت :خدا کند من شهید شوم دیگری می گفت : تو لیاقت شهید شدن را نداری ، ابوالفضل می گفت : من بار اول است که به جبهه می آیم و حتماً شهید می شوم . شما اگر قرار بود که شهید شوید قبلاً شهید می شدید .
موضوع لحظه و نحوه شهادت
راوی محمد علی قاسمی
در حین عملیات بچه های زیادی مجروح شده بودند ، از جمله آنها ابوالفضل بود . قایقها آمدند تا مجروحین را به عقب ببرند .من چند تا از بچه ها را که مجروح شده بودند در قایق گذاشتم . ابوالفضل هم همراه آنان بود وقتی قایق رفت ، بعداز چند لحظه به ما خبر رسید که قایق را با آرپی چی زدند . و این گونه ابوالفضل همراه دیگر دوستانش به شهادت رسیدند .
موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی کلثوم قاسمی
خواب دیدم یک دسته گل در دست ابوالفضل بود، آنها را به من داد و گفت : این گل را برای تو آورده ام.