شهید حسین قاسمی تبار: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «rId4 کد شهید : 6528390 نام : حسین‌ نام خانوادگی : قاسمی‌تبار نام پدر : محمد تاری...» ایجاد کرد)
 
سطر ۱: سطر ۱:
rId4
 
 
 
کد شهید : 6528390  
 
کد شهید : 6528390  
  
سطر ۲۷: سطر ۲۵:
 
گلزار : بهشت‌شهدا
 
گلزار : بهشت‌شهدا
  
خاطرات
+
==خاطرات==
 
+
خاطرات نحوه مجروحیت
+
 
+
موضوع : خاطرات نحوه مجروحيت
+
 
+
راوی : محمد قاسمی تبار
+
 
+
متن کامل خاطره
+
 
+
 
+
یکبار در کردستان یا مهران حسین مجروح شده بود . ولی نمی دانم کدام حمله بود . بعد که برگشته بود مجروحیتش را بروز نمی داد چند روزی به این روال گذشت تا اینکه یک روز به طور ناگهانی شلوارش بالا رفت و ساق پایش دیده شد من مشاهده کردم پایش زخمی و قسمتی از آن هم باند پیچی است و آثار ترکش بود . گفتم : پایت برای چه این طوری است؟ گفت : چیزی نیست . با اصرار زیاد من، شلوارش را بالا زد و پایش را نشان داد و گفت : زخمی شده ام . دوست نداشت کسی مجروحیش را بفهمد . و به ما هم گفت : حق ندارید به کسی بگوئید که من مجروح شده ام .
+
 
+
خاطرات نحوه مجروحیت
+
 
+
موضوع : خاطرات نحوه مجروحيت
+
 
+
راوی : علی قاسمی تبار
+
  
متن کامل خاطره
+
* موضوع : خاطرات نحوه مجروحيت
  
 +
یکبار در کردستان یا مهران حسین مجروح شده بود . ولی نمی دانم کدام حمله بود . بعد که برگشته بود مجروحیتش را بروز نمی داد چند روزی به این روال گذشت تا اینکه یک روز به طور ناگهانی شلوارش بالا رفت و ساق پایش دیده شد من مشاهده کردم پایش زخمی و قسمتی از آن هم باند پیچی است و آثار ترکش بود . گفتم : پایت برای چه این طوری است؟ گفت : چیزی نیست . با اصرار زیاد من، شلوارش را بالا زد و پایش را نشان داد و گفت : زخمی شده ام . دوست نداشت کسی مجروحیش را بفهمد . و به ما هم گفت : حق ندارید به کسی بگوئید که من مجروح شده ام .راوی : محمد قاسمی تبار
  
دوستان حسین تعریف می کردند . در عملیات کربلای 1 بود که حسین تیر می خورد وقتی او را به پیش دکتر بردند او متوجه وجود تیر در بدن حسین نمی شود و فقط فکر می کند که او تر کش خورده است . مجدداً نزدیک به عملیات کربلای 4 بود که حال ایشان به هم می خورد و اورا به نزد دکتر می برد . دکتر وقتی او را معاینه می کند متوجه و جود تیر در بدن ایشان می شود و می گوید این یک معجزه الهی است که تیری 3 ، 4 ماه در بدن ایشان باشد و او زنده مانده است که تیر را از شکم او بیرون می آورد .
+
* موضوع : خاطرات نحوه مجروحيت
  
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 16427
+
دوستان حسین تعریف می کردند . در عملیات کربلای 1 بود که حسین تیر می خورد وقتی او را به پیش دکتر بردند او متوجه وجود تیر در بدن حسین نمی شود و فقط فکر می کند که او تر کش خورده است . مجدداً نزدیک به عملیات کربلای 4 بود که حال ایشان به هم می خورد و اورا به نزد دکتر می برد . دکتر وقتی او را معاینه می کند متوجه و جود تیر در بدن ایشان می شود و می گوید این یک معجزه الهی است که تیری 3 ، 4 ماه در بدن ایشان باشد و او زنده مانده است که تیر را از شکم او بیرون می آورد .راوی : علی قاسمی تبار.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16427 سایت یاران رضا]</ref>
 +
==پانویس==
 +
<references />
 +
==نگارخانه تصاویر==
 +
<gallery>
 +
Image:حسین‌قاسمی‌تبار.jpg
 +
</gallery>
 +
==رده==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض: حسین‌_قاسمی‌تبار}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان سبزوار]]

نسخهٔ ‏۲۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۹

کد شهید : 6528390

نام : حسین‌

نام خانوادگی : قاسمی‌تبار

نام پدر : محمد

تاریخ تولد :

محل تولد : سبزوار

تاریخ شهادت : 1365/10/23

مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :

شغل : یگان خدمتی :

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .

نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌

گلزار : بهشت‌شهدا

خاطرات

  • موضوع : خاطرات نحوه مجروحيت

یکبار در کردستان یا مهران حسین مجروح شده بود . ولی نمی دانم کدام حمله بود . بعد که برگشته بود مجروحیتش را بروز نمی داد چند روزی به این روال گذشت تا اینکه یک روز به طور ناگهانی شلوارش بالا رفت و ساق پایش دیده شد من مشاهده کردم پایش زخمی و قسمتی از آن هم باند پیچی است و آثار ترکش بود . گفتم : پایت برای چه این طوری است؟ گفت : چیزی نیست . با اصرار زیاد من، شلوارش را بالا زد و پایش را نشان داد و گفت : زخمی شده ام . دوست نداشت کسی مجروحیش را بفهمد . و به ما هم گفت : حق ندارید به کسی بگوئید که من مجروح شده ام .راوی : محمد قاسمی تبار

  • موضوع : خاطرات نحوه مجروحيت

دوستان حسین تعریف می کردند . در عملیات کربلای 1 بود که حسین تیر می خورد وقتی او را به پیش دکتر بردند او متوجه وجود تیر در بدن حسین نمی شود و فقط فکر می کند که او تر کش خورده است . مجدداً نزدیک به عملیات کربلای 4 بود که حال ایشان به هم می خورد و اورا به نزد دکتر می برد . دکتر وقتی او را معاینه می کند متوجه و جود تیر در بدن ایشان می شود و می گوید این یک معجزه الهی است که تیری 3 ، 4 ماه در بدن ایشان باشد و او زنده مانده است که تیر را از شکم او بیرون می آورد .راوی : علی قاسمی تبار.[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

نگارخانه تصاویر

رده