به خاطر دارم همان شب شهادت فرزندم حیدرعلی من خواب دیدم که یک لباس نظامی خیلی تمیز و مرتب به تن کرده است و یک اسلحه در دستش بود که من تا آن زمان ندیده بودم . به من سلام کرد و بعداً پرسیدم : این اسلحه چی هست ؟ گفت : این اسلحه آرپی چی 7 است که بعد از من خداحافظی نمود و راه خود را گرفت و رفت و من از خواب بیدار شدم .
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16316
==رده==
{{ترتیبپیشفرض: حیدر علی قادری سهی}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان خراسان شمالی]]
[[رده: شهدای شهرستان بجنورد]]