ویرایش‌ها

شهید حسن فیوج‌ گرینه

۷ بایت اضافه‌شده، ‏۲۴ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۴۸
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : تیربارچی‌ـ ادوات
گلزار : بهشت‌فضل‌
==خاطرات==
خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
موضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
متن کامل خاطره
*یکی دو شب مانده به اینکه جنازه حسن را بیاورند من خواب دیدم که در یک مجلس عروسی هستیم و من را در لباس سفید دیدم که در آن مجلس حضور داشت و فهمیدم که او شهید شده است فردای آن روز به برادر حسن گفتم که به بنیاد شهید برود شاید خبری داشته باشند وقتی او به بنیاد شهید رفته بود به او اطلاع داده بودند که حسن شهید شده است
حرمت والدین
موضوع حرمت والدين
متن کامل خاطره
*یک روز لباسهای حسن خیلی کثیف شده بود می خواستم لباسهایش را بشوید من به او گفتم مادر جان لباسهایت را بده من تا برایت بشویم اما او گفت:نه لباسها مال من است و وظیفه خودم است که آنها را بشویم هر کس باید کار خودش را خودش انجام دهد.
احساس مسؤلیت
موضوع احساس مسؤليت
متن کامل خاطره
*زمانی که من و حسن با قالی باف می رفتیم مادرمان صبح زود غذای ما را آماده می کرد و به ما می دا د تا به سر کار برویم ولی من سعی می کردم از کار فرار کنم اما حسن با مهربانی و با اینکه من برادر بزرگتر ایشان بودم به من می گفت:ما باید کاری را که قبول کرده ایم به نحواحسن و تا آخر انجام دهیم.
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16236
۲۱۸
ویرایش