ویرایشها
گلزار : بهشترضا
==خاطرات==
*موسی الرضا همرزم شهید کاوه بود . آنها آماده می شوند تا به ارتفاعی حمله ببرند و آن را پس بگیرند . قبل از حمله شهید کاوه ایشان را صدا می زند ووقتی که موسی الرضا می آید ، دست به کمر بند ت را خوب محکم بسته ای و برای شهادت آماده ای ایشان هم جواب می دهد که من برای دفاع از ناموس و میهن و اسلام و قرآن از همه چیزدل بردیم و آماده شهادت هستم . که در حال عملیات به همراه شهید کاوه به شهادت می رسند . «روحش شاد »خبر شهادتموضوع خبر عشق شهادتراوی سکینه خسرویمتن کامل خاطره
*موسی الرضا آخرین باری که می خواست به جبهه برود از من حلالیت و رضایت طلبید و به من گفت:شاید این با از منطقه بر نگردم.گویا میدانست که دیگ بر نمی گردد.عشق به جهادموضوع عشق به جهادراوی سکینه خسرویمتن کامل خاطرهخبر شهادت
موسی الرضا بعد از اینکه مفقود شده بود مدت زیادی بود که از او خبری نداشتیم.می رفتیم و می آمدیم ولی به ما چیزی نمی گفتند.تا اینکه سه ماه بعد به ما گفتند:که او شهید شده است.ما مراسم عزاداری گرفتیم.ولی باز این طرف و آن طرف می شنیدیم که موسی الرضا زنده است و باز منتظر می ماندیم تا شاید بیاید ولی بعد از 9 ماه بالاخره جنازه او را برای ما آوردند.راوی سکینه خسروی *موضوع آخرين وداع با خانواده موسی الرضا آخرین باری که می خواست به جبهه برود از من حلالیت و رضایت طلبید و به من گفت:شاید این با از منطقه بر نگردم.گویا میدانست که دیگ بر نمی گردد.راوی سکینه خسروی * موضوع عشق به جهاد چندین بار برای اعزام نیرو رفته بود تا او را اعزام کنند اما او را نمی بردند.یک روز برگشت ضعف و بی حالی ناشی از ایستادن زیاد و التماس کردن برای اعزامش کرده بود و روی زمین افتاده بود.راوی سکینه خسرویمنبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16251سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />==نگارخانه تصاویر==<gallery>Image:موسیالرضاقائمی.jpg</gallery>==رده=={{ترتیبپیشفرض: موسیالرضا_قائمی}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسن رضوی]][[رده: شهدای شهرستان مشهد]]