شهید محمدتقی قاسمی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «rId4 کد شهید : 6310689 نام : محمدتقی‌ نام خانوادگی : قاسمی‌ نام پدر : رجبعلی‌ ت...» ایجاد کرد)
 
سطر ۳۶: سطر ۳۶:
  
  
یک شب فرزندم محمدتقی به منزل ما آمد و گفت : می‌خواهم به جبهه بروم و تصمیم را گرفته‌ام . گفتم تو هنوز خیلی کوچک هستی و باید درست را بخوانی، نمی‌خواهد بروی گفت چطور برادرانم بروند ولی من نروم من هم می‌خواهم بروم و شهید شوم . در آن موقع وصیت‌نامه‌اش را نیز آماده کرده بود ولی به من و همسرش چیزی نگفت . به هر حال با اصرارهای زیادی که کرد رضایت خودم را اعلام کردم و او به جبهه رفت .
+
یک شب فرزندم محمدتقی به منزل ما آمد و گفت : می‌خواهم به جبهه بروم و تصمیم را گرفته‌ام . گفتم تو هنوز خیلی کوچک هستی و باید درست را بخوانی، نمی‌خواهد بروی گفت چطور برادرانم بروند ولی من نروم من هم می‌خواهم بروم و شهید شوم . در آن موقع وصیت‌نامه‌اش را نیز آماده کرده بود ولی به من و همسرش چیزی نگفت . به هر حال با اصرارهای زیادی که کرد رضایت خودم را اعلام کردم و او به جبهه رفت.
 +
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2016395 یاران رضا]</ref>
  
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 16395
+
==پانویس==
 +
<references/>

نسخهٔ ‏۲۶ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۶

rId4

کد شهید : 6310689

نام : محمدتقی‌

نام خانوادگی : قاسمی‌

نام پدر : رجبعلی‌

تاریخ تولد :

محل تولد : نیشابور

تاریخ شهادت : 1363/12/24

مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :

شغل : کشاورز یگان خدمتی :

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .

نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌

گلزار : شهدا

عشق به جهاد

موضوع : عشق به جهاد

راوی : عالیه قاسمی

متن کامل خاطره


یک شب فرزندم محمدتقی به منزل ما آمد و گفت : می‌خواهم به جبهه بروم و تصمیم را گرفته‌ام . گفتم تو هنوز خیلی کوچک هستی و باید درست را بخوانی، نمی‌خواهد بروی گفت چطور برادرانم بروند ولی من نروم من هم می‌خواهم بروم و شهید شوم . در آن موقع وصیت‌نامه‌اش را نیز آماده کرده بود ولی به من و همسرش چیزی نگفت . به هر حال با اصرارهای زیادی که کرد رضایت خودم را اعلام کردم و او به جبهه رفت. [۱]

پانویس

  1. یاران رضا