شهید غلامرضا قاضی زاده: تفاوت بین نسخهها
Bozorgmehr98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| سطر ۲۶: | سطر ۲۶: | ||
لحظه و نحوه شهادت | لحظه و نحوه شهادت | ||
| − | یکى از همرزمان شهید برایم تعریف مىکرد که در موقع عملیات بود که من کمک آر پى جى و غلامرضا آر پى جى زن بود غلامرضا یک گلوله شلیک کرد و برگشت و خندهاى بلند سر داد من گفتم مگر چه شده که این قدر مىخندى؟ گفت: گلوله را به هدف زدم در همین حین بود که ناگهان تیرى از طرف دشمن به قلب ایشان اصابت نمود. من رفتم سراغش و دیدم هنوز زنده است. مىخواستم او را به عقب خط ببرم که به من گفت تو جلو برو من هستم من هم رفتم وقتى که برگشتم دیدم که غلامرضا به شهادت رسیده است. | + | یکى از همرزمان شهید برایم تعریف مىکرد که در موقع عملیات بود که من کمک آر پى جى و غلامرضا آر پى جى زن بود غلامرضا یک گلوله شلیک کرد و برگشت و خندهاى بلند سر داد من گفتم مگر چه شده که این قدر مىخندى؟ گفت: گلوله را به هدف زدم در همین حین بود که ناگهان تیرى از طرف دشمن به قلب ایشان اصابت نمود. من رفتم سراغش و دیدم هنوز زنده است. مىخواستم او را به عقب خط ببرم که به من گفت تو جلو برو من هستم من هم رفتم وقتى که برگشتم دیدم که غلامرضا به شهادت رسیده است.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16479 یاران رضا]</ref> |
| − | + | ||
| − | <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16479 یاران رضا]</ref> | + | |
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references/> | <references/> | ||
| + | ==رده== | ||
| + | {{ترتیبپیشفرض: ناصر_جعفری_دولت_آبادی}} | ||
| + | [[رده: شهدا]] | ||
| + | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
| + | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان خراسان جنوبی]] | ||
| + | [[رده: شهدای شهرستان طبس]] | ||
نسخهٔ ۲۷ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۵۲
کد شهید: 6123327
نام : غلامرضا
نام خانوادگی : قاضیزاده
نام پدر : حسن
محل تولد : طبس
تاریخ شهادت : 1361/02/29
تحصیلات : نامشخص
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : رزمنده
گلزار : شهدا
خاطرات
لحظه و نحوه شهادت
یکى از همرزمان شهید برایم تعریف مىکرد که در موقع عملیات بود که من کمک آر پى جى و غلامرضا آر پى جى زن بود غلامرضا یک گلوله شلیک کرد و برگشت و خندهاى بلند سر داد من گفتم مگر چه شده که این قدر مىخندى؟ گفت: گلوله را به هدف زدم در همین حین بود که ناگهان تیرى از طرف دشمن به قلب ایشان اصابت نمود. من رفتم سراغش و دیدم هنوز زنده است. مىخواستم او را به عقب خط ببرم که به من گفت تو جلو برو من هستم من هم رفتم وقتى که برگشتم دیدم که غلامرضا به شهادت رسیده است.[۱]