شهید محمود، در همان دبیرستان مدرس در کلاس های فوق برنامه شرکت فعال داشت، به ورزش شنا و والیبال علاقه فراواني داشت و علاوه بر تحصيل به ورزش نيز می پرداخت، وی به کتاب و کتابخوانی هم علاقه داشت و کتاب های شهید مطهری را زیاد مطالعه می کرد و در مدرسه عضو کتابخانه بود، جوان پاک، مومن و خدا دوست، با غیرت نسبت به خانواده، خاک وطن و انقلاب بود، در بسیج محل ثبت نام کرد و در آنجا فعالیت چشمگيري داشت، او در کشیک های شبانه با کمک برادران بسیجی، از مسجد و محله نگهبانی می کردند.
وی سرانجام تصمیم گرفت به خدمت سربازی رود تا به کشورش بيش از پيش خدمت كند، در شهریور ماه سال 1363 به خدمت سربازی مشغول شد، پدر می گوید: روزی که برای گرفتن دفترچه خدمت می رفت به من گفت: اگر بعد از تقسيم، مرا تهران بيندازند من قبول نمی کنم، او همان طور که خودش دوست داشت در شهر اصفهان، در قسمت توپخانه مشغول به خدمت سربازی شد و آن را به اتمام رساند اما از آنجایی که جوانی زرنگ و دانا بود فرمانده به او گفت: چند روزی مهمان ما باش که ما در اینجا به تو احتیاج داریم، او برای انجام مأموریتی به اتفاق چند تن از دوستان عازم کرمانشاه شد، ماشین آنها در راه مورد اصابت خمپاره دشمن قرار گرفت و پس از انحراف، منجر به آتش سوزی شد.
پیکر او به همراه چند تن از دوستانش در آتش سوخت و جز غیرت و مردانگی، یاد و خاطره چیزی از آنها به یادگار باقی نماند، پیکر نیم سوخته اين شهيد عزيز، در قطعه 53 بهشت زهرای تهران به خاک سپرده شد. منبع:سایت شهدای ارتش<ref>[http://ajashohada.ir/Home/Martyrdetails/5980سایت شهدای ارتش]</ref>==پانویس==<references />