شهید محمود علی اکبری موشکی: تفاوت بین نسخهها
Ahmadzade98 (بحث | مشارکتها) |
|||
| سطر ۳۲: | سطر ۳۲: | ||
گلزار : | گلزار : | ||
| − | + | خاطرات | |
استقامت و پایداری | استقامت و پایداری | ||
| سطر ۴۳: | سطر ۴۳: | ||
| − | + | در منطقه بودیم که بین ما و نیروهای خودی رودخانه ای قرار داشت زمانی که باران می آمد آب رودخانه زیاد می شد به طوری که غذا رساندن به ما مشکل می شد . منطقه در دید دشمن و عبور و مرور به سختی انجام می شد . یکبار به مدت 48 ساعت به ما غذا نرسید و برادران از فرط گرسنگی نای راه رفتن را نداشتند . با این حال خدا را مد نظر داشتند و از خدا یاری می خواستند . ناگهان چشممان به آهویی افتاد که از داخل آب رودخانه بیرون می آمد ودر گل فرورفته بود برادران دویدند و آهو را گرفتند و بعد از پختن بطور عادلانه بین همدیگر تقسیم و از گرسنگی و مرگ احتمالی نجات پیدا کردیم . براستی که این یکی از امدادهای غیبی بود که در جبهه های حق علیه باطل اتفاق افتاد . | |
| − | + | منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 14989 | |
| − | + | ==رده== | |
| − | == | + | {{ترتیبپیشفرض:علی اکبری موشکی}} |
| − | {{ترتیبپیشفرض: | + | |
[[رده: شهدا]] | [[رده: شهدا]] | ||
[[رده: شهدای دفاع مقدس]] | [[رده: شهدای دفاع مقدس]] | ||
[[رده: شهدای ایران]] | [[رده: شهدای ایران]] | ||
| + | [[رده: شهدای استان خراسان رضوی]] | ||
[[رده: شهدای شهرستان کاشمر]] | [[رده: شهدای شهرستان کاشمر]] | ||
نسخهٔ ۲۸ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۶
rId4
کد شهید : 6121089
نام : محمود
محل تولد : کاشمر
نام خانوادگی : علیاکبریموشکی
تاریخ شهادت : 1361/04/23
نام پدر : علی
مکان شهادت :
تحصیلات : نامشخص
منطقه شهادت :
شغل :
یگان خدمتی :
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : امدادگر - بهیار - پرستار
گلزار :
خاطرات
استقامت و پایداری
موضوع استقامت و پايداري
راوی حسن قاسمی
متن کامل خاطره
در منطقه بودیم که بین ما و نیروهای خودی رودخانه ای قرار داشت زمانی که باران می آمد آب رودخانه زیاد می شد به طوری که غذا رساندن به ما مشکل می شد . منطقه در دید دشمن و عبور و مرور به سختی انجام می شد . یکبار به مدت 48 ساعت به ما غذا نرسید و برادران از فرط گرسنگی نای راه رفتن را نداشتند . با این حال خدا را مد نظر داشتند و از خدا یاری می خواستند . ناگهان چشممان به آهویی افتاد که از داخل آب رودخانه بیرون می آمد ودر گل فرورفته بود برادران دویدند و آهو را گرفتند و بعد از پختن بطور عادلانه بین همدیگر تقسیم و از گرسنگی و مرگ احتمالی نجات پیدا کردیم . براستی که این یکی از امدادهای غیبی بود که در جبهه های حق علیه باطل اتفاق افتاد .
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 14989