شهید احمدرضا قطبی مقدم: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۴۲: سطر ۴۲:
 
یک شب که احمدرضا تازه از مأموریت یک هفته‏اى برگشته بود، پس از سلام و احوالپرسى با پدر و مادر و خانواده تصمیم گرفت که با پدر کشتى بگیرد. بدین ترتیب شروع به کشتى گرفتن کردند و از آنجا که پدرم از نیروى جسمانى خوبى برخوردار بود و احمدرضا هم در اوقات بیکارى همراه با دوستان خود به باشگاه مى‏رفت و به ورزش کشتى مى‏پرداخت هر دو نفرشان کشتى گیران خوبى بودند، ولى از آنجا که احمدرضا جوانتر بود و تمرینات زیادى هم داشت مى‏توانست پدر را شکست دهد ولى اینطور نشد و پدر احمدرضا را شکست داد. وقتى روز بعد از ایشان سؤال کردم که چرا شکست خورده است، مگر در باشگاه کشتى نمى‏گیرد در جوابم گفت: خداوند در [[قرآن]] سفارش زیادى در مورد احترام به پدر و مادر کرده است. من هم بخاطر اینکه احترام پدر را نگهداشته باشم و غرورش شکسته نشود حاضر به شکست شدم.
 
یک شب که احمدرضا تازه از مأموریت یک هفته‏اى برگشته بود، پس از سلام و احوالپرسى با پدر و مادر و خانواده تصمیم گرفت که با پدر کشتى بگیرد. بدین ترتیب شروع به کشتى گرفتن کردند و از آنجا که پدرم از نیروى جسمانى خوبى برخوردار بود و احمدرضا هم در اوقات بیکارى همراه با دوستان خود به باشگاه مى‏رفت و به ورزش کشتى مى‏پرداخت هر دو نفرشان کشتى گیران خوبى بودند، ولى از آنجا که احمدرضا جوانتر بود و تمرینات زیادى هم داشت مى‏توانست پدر را شکست دهد ولى اینطور نشد و پدر احمدرضا را شکست داد. وقتى روز بعد از ایشان سؤال کردم که چرا شکست خورده است، مگر در باشگاه کشتى نمى‏گیرد در جوابم گفت: خداوند در [[قرآن]] سفارش زیادى در مورد احترام به پدر و مادر کرده است. من هم بخاطر اینکه احترام پدر را نگهداشته باشم و غرورش شکسته نشود حاضر به شکست شدم.
 
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16831
 
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16831
 +
==رده==
 +
{{ترتیب‌پیش‌فرض:احمد رضا قطبی مقدم}}
 +
[[رده: شهدا]]
 +
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
 +
[[رده: شهدای ایران]]
 +
[[رده: شهدای استان  خراسان رضوی]]
 +
[[رده: شهدای شهرستان نیشابور]]

نسخهٔ ‏۴ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۶

احمدرضا قطبی مقدم
200px
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد نیشابور
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
تحصیلات نامشخص
خانواده نام پدر حبیب الله




خاطرات

   حرمت والدین

موضوع حرمت والدين راوی متن کامل خاطره

یک شب که احمدرضا تازه از مأموریت یک هفته‏اى برگشته بود، پس از سلام و احوالپرسى با پدر و مادر و خانواده تصمیم گرفت که با پدر کشتى بگیرد. بدین ترتیب شروع به کشتى گرفتن کردند و از آنجا که پدرم از نیروى جسمانى خوبى برخوردار بود و احمدرضا هم در اوقات بیکارى همراه با دوستان خود به باشگاه مى‏رفت و به ورزش کشتى مى‏پرداخت هر دو نفرشان کشتى گیران خوبى بودند، ولى از آنجا که احمدرضا جوانتر بود و تمرینات زیادى هم داشت مى‏توانست پدر را شکست دهد ولى اینطور نشد و پدر احمدرضا را شکست داد. وقتى روز بعد از ایشان سؤال کردم که چرا شکست خورده است، مگر در باشگاه کشتى نمى‏گیرد در جوابم گفت: خداوند در قرآن سفارش زیادى در مورد احترام به پدر و مادر کرده است. من هم بخاطر اینکه احترام پدر را نگهداشته باشم و غرورش شکسته نشود حاضر به شکست شدم. منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16831

رده