شهید مسلم قلندرابادی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۳۰: سطر ۳۰:
  
  
خاطرات
+
==خاطرات==
    خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
+
 
موضوع    خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
+
خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
 +
 
 
راوی    علی اکبر قلندر آبادی
 
راوی    علی اکبر قلندر آبادی
متن کامل خاطره
 
  
 
چند شب قبل از حرکت او به جبهه در خواب دیدم که در حال غذا دادن به چند کبوتر هستم پس کبوتران به پرواز درآمدند و به سوی آسمان رفتند و چند دستهء کبوتر از طرف دیگر پرواز می کردند و من برای اینکه با کبوتران دیگر هم دسته نشوند برای آنها دانه ریختم از کبوتران خودمان یکی نیامد و بقیهء کبوتران آمدند و بعد از آن که پسرم رفت من در دلم با توجه به آن خواب آگاهی پیدا کردم که اتفاقی خواهد افتاد و بعد از مدتی خبر شهادت چند نفر را آوردند که همرزمان او بودند و بعد از مدتی نیز خبر شهادت او را آوردند و این همان کبوتر پیوسته به جمع کبوتران بود.
 
چند شب قبل از حرکت او به جبهه در خواب دیدم که در حال غذا دادن به چند کبوتر هستم پس کبوتران به پرواز درآمدند و به سوی آسمان رفتند و چند دستهء کبوتر از طرف دیگر پرواز می کردند و من برای اینکه با کبوتران دیگر هم دسته نشوند برای آنها دانه ریختم از کبوتران خودمان یکی نیامد و بقیهء کبوتران آمدند و بعد از آن که پسرم رفت من در دلم با توجه به آن خواب آگاهی پیدا کردم که اتفاقی خواهد افتاد و بعد از مدتی خبر شهادت چند نفر را آوردند که همرزمان او بودند و بعد از مدتی نیز خبر شهادت او را آوردند و این همان کبوتر پیوسته به جمع کبوتران بود.
 +
 
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16855
 
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16855

نسخهٔ ‏۷ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۸

مسلم قلندرابادی
200px
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد مشهد
شهادت ۱۳۶۱/۱۱/۹
محل دفن گلزار خواجه الربیع
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
تحصیلات نامشخص
خانواده نام پدر علی اکبر


خاطرات

خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید

راوی علی اکبر قلندر آبادی

چند شب قبل از حرکت او به جبهه در خواب دیدم که در حال غذا دادن به چند کبوتر هستم پس کبوتران به پرواز درآمدند و به سوی آسمان رفتند و چند دستهء کبوتر از طرف دیگر پرواز می کردند و من برای اینکه با کبوتران دیگر هم دسته نشوند برای آنها دانه ریختم از کبوتران خودمان یکی نیامد و بقیهء کبوتران آمدند و بعد از آن که پسرم رفت من در دلم با توجه به آن خواب آگاهی پیدا کردم که اتفاقی خواهد افتاد و بعد از مدتی خبر شهادت چند نفر را آوردند که همرزمان او بودند و بعد از مدتی نیز خبر شهادت او را آوردند و این همان کبوتر پیوسته به جمع کبوتران بود.

منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16855