ویرایش‌ها

شهید علی اصغر قزی

۰ بایت اضافه‌شده، ‏۱۰ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۵۳
/* خاطرات */
==خاطرات==
* موضوع پيش بيني شهاد
*علی اصغر جزء افرادی بود که برای اعزام به جبهه داوطلب شده بود. او در عملیاتهای مختلفی شرکت کرده بود. ما در بولوار شهربانی بودیم که او از ما خداحافظی کرد و به جبهه رفت. به من گفت: برادر این سفر آخر است که من می روم و به احتمال زیاد من دیگر برنمی گردم. ولی شما در این مورد باید با پدر و مادر صحبت نکنید. یعنی من خواب دیدم که قطعا" برنخواهم گشت و همچنین گفت: من خواب دیدم به احتمال زیاد هنوز آن طوری که باید پاک باشم نیستم. ولی از طرفی هم خواب دیدم که قطعا" از این سفر برنخواهم گشت و او رفت و همانطور هم شهید شد. بعد از سه روز که از این جریان گذشت خبر شهادت علی اصغر را به خود من دادند که من تلفن زدم اهواز و از بچه های لشکر سؤال کردم. در مورد این خبر آنها گفتند: اشتباه به عرض شما رساندند بخاطر اینکه ما روحیه خودمان را نبازیم. دوستان گفتند: در عملیات بستان بوده که در آنجا به شهادت رسیدند.راوی علی اکبر قزی
* موضوع عشق به جهاد
*وقتی علی اصغر از جبهه برگشت خانواده به او پیشنهاد ازدواج دادند. علی اصغر گفت: من ازدواج نمی کنم. مگر شما نمی بینید خواهرانم را زنده زیر خاک می کنند تا ما در جنگ علیه دشمن بعثی پیروز نشویم من ازدواج نمی کنم.راوی محمد قزی
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16800 سایت یاران رضا]</ref>
 
==پانویس==
<references />
۲۱۸
ویرایش