شهید محمد علی قربانی شعبانی: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
| سطر ۳۰: | سطر ۳۰: | ||
| − | خاطرات | + | ==خاطرات== |
آخرین وداع با خانواده | آخرین وداع با خانواده | ||
موضوع آخرين وداع با خانواده | موضوع آخرين وداع با خانواده | ||
| سطر ۳۶: | سطر ۳۶: | ||
متن کامل خاطره | متن کامل خاطره | ||
| − | دفعه ی آخری که همسرم محمد علی می خواست به جبهه برود وبه من اصرار کرد که کیفش را آماده کرده و ببندم . اما من قبول نکردم و وسایلش را آوردم و خودش کیفش را آماده کرد و از این که آماده شده بود خوشحال بود . آن روز به من تعارف صبحانه کرد و چای خودش را به من داد ولی من نتوانستم بخورم . چون به من الهام شده بود که این دفعه شهید می شود | + | *دفعه ی آخری که همسرم محمد علی می خواست به جبهه برود وبه من اصرار کرد که کیفش را آماده کرده و ببندم . اما من قبول نکردم و وسایلش را آوردم و خودش کیفش را آماده کرد و از این که آماده شده بود خوشحال بود . آن روز به من تعارف صبحانه کرد و چای خودش را به من داد ولی من نتوانستم بخورم . چون به من الهام شده بود که این دفعه شهید می شود |
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16731 | منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16731 | ||
نسخهٔ ۱۰ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۴۲
| محمد علی قربانی شعبانی | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | چناران |
| شهادت | ۱۳۶۳/۱۲/۲۴ |
| محل دفن | بهشت زینب |
| سمتها | رزمنده |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| تحصیلات | نامشخص |
| خانواده | نام پدر علی |
خاطرات
آخرین وداع با خانواده موضوع آخرين وداع با خانواده راوی بتول رضایی متن کامل خاطره
- دفعه ی آخری که همسرم محمد علی می خواست به جبهه برود وبه من اصرار کرد که کیفش را آماده کرده و ببندم . اما من قبول نکردم و وسایلش را آوردم و خودش کیفش را آماده کرد و از این که آماده شده بود خوشحال بود . آن روز به من تعارف صبحانه کرد و چای خودش را به من داد ولی من نتوانستم بخورم . چون به من الهام شده بود که این دفعه شهید می شود
منبع سایت: http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16731