شهید محمدرضا قلعه نوئی: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
(←خاطرات) |
|||
| سطر ۳۲: | سطر ۳۲: | ||
==خاطرات== | ==خاطرات== | ||
| − | + | خاطرات سیاسی | |
| − | یادم می آید در روزهای که تظاهرات می شد ما به همراه محمد رضا وعده ای دیگر چوب دستیهایی رابرداشته وبه سمت پادگان محل مان می رفتیم . یک روز رئیس پاسگاه آقای جمالی ، که بعدا در تصادف فوت کرد ، جلو مارا گرفت وبه پدرم گفت : اگر جلوی بچه هایتان را نگیرید مجبور به تیر اندازی می شویم . که پدرم در جواب او گفت : هر کاری می خواهید بکنید . فرزندان ما راهشان را انتخاب کرده وادامه خواهد داد واز امثال شما هراسی ندارند.راوی حمید رضا قلعه نویی | + | *یادم می آید در روزهای که تظاهرات می شد ما به همراه محمد رضا وعده ای دیگر چوب دستیهایی رابرداشته وبه سمت پادگان محل مان می رفتیم . یک روز رئیس پاسگاه آقای جمالی ، که بعدا در تصادف فوت کرد ، جلو مارا گرفت وبه پدرم گفت : اگر جلوی بچه هایتان را نگیرید مجبور به تیر اندازی می شویم . که پدرم در جواب او گفت : هر کاری می خواهید بکنید . فرزندان ما راهشان را انتخاب کرده وادامه خواهد داد واز امثال شما هراسی ندارند.راوی حمید رضا قلعه نویی |
| − | + | اعتقاد به ولایت | |
| − | یک بار که محمد رضا به ملاقات امام خمینی (ره ) رفته بود .حضرت امام یک عدد سکه یک ریالی به عنوان تبرک به او هدیه می دهند . که ایشان آن رابه من داد وگفت : می توانی از او استفاده کنی .راوی حمید رضا قلعه نویی | + | *یک بار که محمد رضا به ملاقات امام خمینی (ره ) رفته بود .حضرت امام یک عدد سکه یک ریالی به عنوان تبرک به او هدیه می دهند . که ایشان آن رابه من داد وگفت : می توانی از او استفاده کنی .راوی حمید رضا قلعه نویی |
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16841 سایت یاران رضا]</ref> | <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16841 سایت یاران رضا]</ref> | ||
| + | |||
==پانویس== | ==پانویس== | ||
<references /> | <references /> | ||
نسخهٔ ۱۰ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۴۲
| محمدرضا قلعه نوئی | |
|---|---|
| ملیت | |
| دین و مذهب | مسلمان، شیعه |
| تولد | سبزوار |
| شهادت | ۱۳۶۴/۱۲/۲ |
| سمتها | آرپی جی زن - ادوات |
| جنگها | جنگ ایران و عراق |
| تحصیلات | نامشخص |
| خانواده | نام پدر حسینعلی |
خاطرات
خاطرات سیاسی
- یادم می آید در روزهای که تظاهرات می شد ما به همراه محمد رضا وعده ای دیگر چوب دستیهایی رابرداشته وبه سمت پادگان محل مان می رفتیم . یک روز رئیس پاسگاه آقای جمالی ، که بعدا در تصادف فوت کرد ، جلو مارا گرفت وبه پدرم گفت : اگر جلوی بچه هایتان را نگیرید مجبور به تیر اندازی می شویم . که پدرم در جواب او گفت : هر کاری می خواهید بکنید . فرزندان ما راهشان را انتخاب کرده وادامه خواهد داد واز امثال شما هراسی ندارند.راوی حمید رضا قلعه نویی
اعتقاد به ولایت
- یک بار که محمد رضا به ملاقات امام خمینی (ره ) رفته بود .حضرت امام یک عدد سکه یک ریالی به عنوان تبرک به او هدیه می دهند . که ایشان آن رابه من داد وگفت : می توانی از او استفاده کنی .راوی حمید رضا قلعه نویی