{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = حاتمقشمشیایرج
|تصویر =
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد =[[اسفراین]]
|شهادت = [[1362/11/09]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمتها = [[رزمنده]]
|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]
|نشانهای لیاقت =
|عملیات =
|فعالیتها =
|تحصیلات =
|تخصصها =
|شغل =
|خانواده = نام پدر:میرزاحسن
}}
کد شهید: 6219670 تاریخ تولد :
نام : حاتم محل تولد : اسفراین
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده
گلزار :
==خاطرات==
خاطرات سیاسی
موضوع خاطرات سياسي
راوی
متن کامل خاطره
*در اوایل انقلاب در تظاهرات و راهپیمایی ها و پخش اعلامیه ها شرکت شر?ت می ?کدرد. و نصف شب می رفتند و شعار بر درب و دیوار می نوشتند. یک ی? روز به او گفتیم: پسر جان این کارها ?ارها خطر دارد مواظب خودت باش، ولی ایشان گفت:" من کار ?ار خودم را به خاطر امام و انقلاب انجام می دهم و از هیچکس هیچ?س نمی ترسم."عشق به جهاد
موضوع عشق به جهاد
راوی
متن کامل خاطره
*ایشان شیفته ی جبهه و جنگ بود، و چون قدش کوتاه ?وتاه بود، در پادگان آموزشی آجر زیر پایش گذاشته بود تا رد نشود. وقتی متوجه شدند با گریه و اصرار به مسئول گردان قبولاند و ماند.خواب و رویای دیگران درمورد شهید
موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
راوی
متن کامل خاطره
*هنگام شهادت سید حاتم، خواب دیدم ?ه که او به آسمان رفته و فرشته ها اطراف من را گرفته اند و من به خاطر شهید شدن پسرم تبری? تبریک می گویند. آنها به من می گفتند:" ما پسرت را خودمان داماد ?ردیمکردیم." بعد از این خواب چند روز بعد خبر شهادت سید حاتم را برای ما آوردند.<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16817 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />==رده=={{ترتیبپیشفرض: حاتمقشمشیایرج}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان شمالی]][[رده: شهدای شهرستان اسفراین]]