ویرایش‌ها

شهید علیرضا کاظمی

۴۳ بایت اضافه‌شده، ‏۲۱ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۹
متن کامل خاطره
یادم می آید در سال 63 من وبرادرکاظمی برای تعلیمات نظامی به پادگان بجنورد جهت آموزش اعزام شده بودیم و هنوز یک هفته ای از آموزش نگذشته بود که ازطریق بلندگوی دژبانی ایشان را خواستند بعد از چندین بار که نام ایشان از بلندگو اعلام شد حسین رو کرد به من و گفت : حتماً پدرم آمده که با خودمرا برگرداند به درب دژبانی که رفتیم دیدیم بله پدرشان آمده و پس از سلام و احوالپرسی حسین پدرش را درآغوش گرفت . پدرش گفت : آمده ام شما را با خود ببرم حسین ناراحت شد ولی چون پدرش گفت : مادرت ناراحت است با پدر برگشت امابعد از یک ماه با گردان دیگری برای آموزش اعزام شد .منبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17151یاران رضا]</ref> ==پانویس==<references/>
۴۴۶
ویرایش