متن کامل خاطره
یکبار قبل از اینکه او می خواست به جبهه برود به او گفتم: سما با داشتن چهار فرزند و همسر که اگر شما نباشید اینها حتی توانایی اینکه معاش خود را فراهم کنند را ندارند. چگونه راضی می شوید که به جبهه بروید به نظر من تلاش شما برای روزی خانواده کمتر از [[جهاد ]] در راه خدا نیست اما ایشان در جوابم گفتند: اول اینکه روزی و عمر همه دست خدا می باشد و اگر من در این راه [[شهید ]] شوم همگی باید خوشحال باشند که خداوند لیاقتی به من داده ولیکن در مورد حرفهای شما باید بگویم که مانند من هزاران نفر هستند. باز هم خدا را شکر ، شما هستید که از فرزندان من مراقبت کنید. در حالی که افرادی هستند از که جز خدا هیچ کس را ندارند که وقتی به جبهه می روند از آنها نگهداری کنند. ثانیاً مگر ما نمی گوئیم که باید اسلام زنده بماند با حرف که اسلام باقی نمی ماند . همانطور که برای اسلام ناب محمدی زحمت کشیدیم تا پیروز شدیم باید 10 برابر آن خون دهیم تا او زنده بماند.
محبت و مهربانی
موضوع محبت و مهرباني