متن کامل خاطره
هنوز پسرم به دنیا نیامده بود که همسرم گفت : اگر خدا به من پسری بدهد او را غلام حضرت امام رضا (ع) خواهم کرد . خداوند به ما پسری عطا فرمود و نامش رضا گذاشتیم او را به مشهد بردیم و اسمش را برای خادمی حضرت رضا (ع) نوشته و گوش وی را سوراخ کردیم و حلقه ای آویزان کردیم که تا عمر دارد خدمتگزار حضرت رضا (ع) باشد و همین طور هم شد و درراه خدا به شهادت رسید .منبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17284یاران رضا]</ref> ==پانویس==<references/>