{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = محمدعلی لطف الله زاده
|تصویر =زاده.jpg
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد =[[1341/03/03]]
|شهادت = [[1361/08/11]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =[[مرند - کندلج]]
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمتها =
|جنگها = [[جنگ ایران و عراق]]
|نشانهای لیاقت =
|عملیات =
|فعالیتها =
|تحصیلات =
|تخصصها =
|شغل =
|خانواده = نام پدر:
}}
شهید محمدعلی لطف الله زاده
محل آرامگاه : آذربایجان شرقی - مرند - کندلج
==وصیتنامه==
بسمه تعالى
فايكم يكره ان ینتقل من سجن الى قصر؟
كدام تان كراهت دارد از اين كه از زندان دنيا به قصر شكوهمند لقاء الله پرواز كند؟
لحظه ها بر ما مي گذرد و ديگر چند روزى به حمله نمانده و ما در حال انتظار به سر مي بريم، انتظار براى دفاع از حريم اسلام و وطن عزيز و منطقه پر است از برادران ارتشى و برادران جان بر كف و ديوانه [[شهادت]]. [[بسيج ]] و حمله ما ان شاء الله مصادف است با روزهاى محرم و ما مي رويم كه در اين ماه عزيز عاشورایى را در كربلاى [[كربلا]]ى ايران زنده بكنيم و به نداى هل من ناصر ينصرنى سرور شهيدان [[شهيد]]ان لبيك بگویيم.
ديگر همه فكر و ذكرشان حمله است. شب ها زمزمه هاى گريه و صداى يا حسين يا حسين و عزادارى و دعا خوانى از زمين و آسمان بگوش مي رسد و در شب ها متوسل مي شوند به امامان به خصوص به امام حسين (علیه السلام) تا بدين وسيله و متوسل شدن به آنها، از خدا طلب استغفار مي كنند.
بزرگترين درجه، مقام و نعمتى كه خدا به انسان هاى مومن ارزانى مي كند، رضايت طرفين است كه هم خدا از مومنين خشنود است و هم مومنين از خداى تباريك و تعالى.
( رضى الله عنهم و رضوا عنه)
و ما اگر ان شاء الله به مقام [[شهادت ]] نائل شديم؛ يعنى به مقام قرب الهى و به مقامي كه اولياء طالب آن بودند، بدانيد كه من در آن لحظه نداى «فزت برب الكعبه» سر داده ام، چرا كه ديگر خوشبخت شدم.
به قول شاعر:
و اينك سخنم با پدر و مادر عزيزم:
سلام گرم به شما مي رسانم و از دست و صورتتان بوسه مى زنم و مي گويم اى پدر عزيز! كه علاوه بر حق پدرى، حق استادى و راهنمایى بر ما داشتى اگر خبر شهادتم [[شهادت]]م را شنيدى و جنازه ام بدستتان رسيد اصلاً احساس غم و اندوه نكنيد.
فكر كنيد من از مرخصى مى آيم و با خوشحالى با هم دست مي دهيم و صورت همديگر را مى بوسيم.
مگر رسيدن به لقاء الله، بزرگترين هدف و آمال اولياء الله نبود.
مگر اين فرمايش سرور شهيدان [[شهيد]]ان حسين بن على (علیه السلام) نيست كه مي فرمايند:
كدام آن كراهت دارد از اين كه زندان دنيا به قصر شكوهمند لقاء الله پرواز كند؟
و مي گويم پدرم راهت را به محض رضاى الهى ادامه بده و همچنان در صحنه هاى حق بر عليه باطل همانند شيران بخروش بر عليه باطل. چرا كه باطل رفتنى است و حق پايدار است.
و اما مادر عزيزم كه هميشه در زندگانى به شما زحمت مي دادم و وظيفه ام را به شما آن طوري كه بايد و شايد خوب ادا نكرده ام كه مرا به بزرگى خودتان مى بخشيد، مي گويم: مبادا مادرم كفران كنى، لطف خدایى را مبادا كم كنى، از شكرهاى خود را مبادا اجر خود را كم كنى، مادر! مبادا صبر تو شيطان برد. مادر! تو بايد فخر بر عالم كنى، مادر شوى شادان كه فرزندت فداى راه حق گردد، نمي خواهى تو اى مادر! به جاى مرگ خفت بار و ننگ آور، به جاى مرگ در بستر، [[شهيد ]] راه حق گردد، مخور غم مادرم
نالان مشو
و ما دو چيز با خود بگور برديم كه يكى آرزوى زيارت كربلا و ديگرى زيارت امام امت بود كه به اين دو موفق نشديم و از مردم ايران مي خواهم كه قدر اين نعمت عظمى و بزرگ را بدانند و هميشه دعاگوى آن باشند و از خدا بخواهند كه عمر آن را بيشتر كند ان شاء الله. آمين يا رب العالمين.
سومين مسئله، مسئله روحانيت است. برادران! اين را بدانيد اين دينى كه الان به دست ما رسيده اول خدا دوم در اثر مجاهدت هاى اين روحانيت باقيمانده است.
برادران ! تنها حاملان فرهنگ غنى اسلام روحانيت مي توانند باشند و به زمزمه مزدوران استعمار گوش ندهيد كه مي گويند روحانيت از سياست چيزى نمي داند و بايد بروند پى منبر و روضه خودشان. برادران! اين را بايد بگويم كه سياستمدار به معناى واقعى كلمه، روحانيت هستند. و اين تز را اين انقلاب به خوبى ثابت كرد.
برادران! بايد بگويم كه اين ها مصداق زاهدان و عابدان شب و شيران روزند. اين ها نيمه شب ها مجالس روضه و دعا بر قرار مي كنند و روز هم مثل شيران در صحنه هاى جنگ حاضرند.
اين ها مردان مخلصند و كارهايشان محض رضاى خداست، اين ها شب ها موقعى كه ما مي خوابيديم، اين ها عمليات تمرينات رزم شبانه اجراء مي كردند و وقتى به شناسایى مى رفتند از سنگرهاى مجتمع عراقى [[عراق]]ى نوار صحبت هاى آنها را مي گرفتند و در جاهايی كه ما براى احتياط بيشتر بيرون نمى آمديم آنها با ماشين و موتور، به شناسایى مى رفتند.
و علت اين همه جانفشانى و از خود گذشتگى اين ها اين است كه آنها ديوانه [[شهادت ]] در راه خدا هستند و اين جهادگران جهاد سازندگى پيش به پيش رزمندگان مجاهدت مي كنند و كسى تا نيايد به چشم خود ببيند باور نمي كند كه اين ها زير توپ و [[خمپاره ]] چه جانفشانىها از خود نشان مي دهند.
ديگر سخنم را مي خواهم به پايان برسانم و از اين كه سخنم به درازا كشيد مرا به بزرگيتان مي بخشيد.
و در آخر مي خواهم به خداى تبارك و تعالى بگويم خدايا! ما با قلبى محجوب و نفسى غالب و عقلى مغلوب و معصيتى بيشتر و با طاعتى اندك بسوى تو مى آیيم.
خدايا! تو را به احترام اولياء الله و به حق حسين مظلوم و به احترام خون هاى ناحق ريخته ی شهداء ما را قبل از اين كه به مقام [[شهادت ]] نائل بشويم از گناهان ما بگذر و با ما با رحمتت رفتار كن نه با عدالتت كه ما از عهده اش بر نمى آیيم.
آمين يا رب العالمين
==پانویس==
<references />==رده=={{ترتیبپیشفرض: محمدعلی لطف الله زاده}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان آذربایجان شرقی]][[رده: شهدای شهرستان مرند]]