ویرایش‌ها

شهید سید کاظم‌ کمالی‌ سرشت‌

۱٬۵۱۱ بایت حذف‌شده، ‏۹ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۹
{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = سیدکاظم‌کمالی‌سرشت‌
|تصویر =سیدکاظ‌م‌کمالی‌سرشت‌.jpg
|توضیح تصویر =
|ملیت = [[پرونده:پرچم ایران.png|22px]] ایرانی
|شهرت =
|دین و مذهب = [[مسلمان]]، [[شیعه]]
|تولد =[[مشهد]]
|شهادت = [[شلمچه1365/10/24]]
|وفات =
|مرگ =
|محل دفن =[[حرم‌ مطهر امام‌ رضا]]
|مفقود =
|جانباز =
|اسارت =
|نیرو =
|یگانهای خدمت =
|طول خدمت =
|درجه =
|سمت‌ها =[[رزمنده‌]]
|جنگ‌‌ها = [[جنگ ایران و عراق]]
|نشان‌های لیاقت =
|عملیات‌ =
|فعالیت‌ها =
|تحصیلات =
|تخصص‌ها =
|شغل = کارگر
|خانواده = نام پدر:سیداحمد
}}
 
 
کد شهید: 6531018 تاریخ تولد : نام : سیدکاظ‌م‌ محل تولد : مشهدنام خانوادگی : کمالی‌سرشت‌ تاریخ شهادت : 1365/10/24نام پدر : سیداحمد مکان شهادت : سیدکاظم‌ شلمچه
نام خانوادگی تحصیلات : کمالی‌سرشت‌  نام پدر : سیداحمد محل تولد : مشهد تاریخ نامشخص منطقه شهادت : 1365/10/24 مکان شهادت : شلمچه تحصیلات : نامشخص شغل : کارگر یگان خدمتی :
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌
گلزار : حرم‌مط‌هرامام‌ر
خاطرات
خاطرات سیاسی
موضوع خاطرات سياسي
راوی اشرف تابانه
متن کامل خاطره
نوع عضویت : سایر شهدا  مسئولیت : رزمنده‌ گلزار : حرم‌ مطهر امام‌ رضا  ==خاطرات==* خاطرات سیاسی از وقتی که انقلاب شد او اصلاً توی خانه نبود همه اش مسجد بود اینطرف و آنطرف می رفت. در راهپیماییها شرکت می کرد یکبار 20 روز گمشده بود اما او را پیدا نکردیم چون در راهپیماییها مردم را می کشتند ما می ترسیدیم او را کشته باشند. به امام رضا (ع) متوسل شدم تا اینکه یک شب ساعت 1 خودش آمد. بدنش سیاه و کبود وکبود بود. آنقدر ساواکیها او را با باتوم ، کابل و سیم زده بودند تا اعتراف کند که اعلامیه ها را از چه کسی گرفته اما او نگفته بود. خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهیدموضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيدراوی اشرف تابانه متن کامل خاطره
* یکبار که می خواستم نماز بخوانم متوجه شدم دو خانم نورانی با لباس سفید کنارم نشسته اند به آنها گفتم: من قبلاً خواب امام زمان (عج) را دیدم که به مجلس فرزندم آمده شما می توانید خواب مرا تعبیر کنید. آنها گفتند: خداوند امانتش را از شما قبول می کند گفتم: چه امانتی گفتند: همان نیت دلتان را قبول کرده است (پسرم به شهادت برسد) وقتی برگشتم و رویای دیگران در مورد سر از سجده برداشتم آنها را ندیدم که بعدها خبر شهادت شهیداو را برایمان آوردند.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17683 یاران رضا]</ref>
یکبار که می خواستم نماز بخوانم متوجه شدم دو خانم نورانی با لباس سفید کنارم نشسته اند به آنها گفتم: من قبلاً خواب امام زمان (عج) را دیدم که به مجلس فرزندم آمده شما می توانید خواب مرا تعبیر کنید. آنها گفتند: خداوند امانتش را از شما قبول می کند گفتم: چه امانتی گفتند: همان نیت دلتان را قبول کرده است (پسرم به [[شهادت]] برسد) وقتی برگشتم و سر از سجده برداشتم آنها را ندیدم که بعدها خبر [[شهادت]] او را برایمان آوردند.راوی اشرف تابانه
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17683 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
<references />==نگارخانه تصاویر==<gallery>Image:سیدکاظ‌م‌کمالی‌سرشت‌.jpg</gallery>==رده=={{ترتیب‌پیش‌فرض: سیدکاظم‌ کمالی‌سرشت‌}}[[رده: شهدا]][[رده: شهدای دفاع مقدس]][[رده: شهدای ایران]][[رده: شهدای استان خراسان رضوی]][[رده: شهدای شهرستان مشهد]]
۴۴۶
ویرایش