شهید خسرو رهبری: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۲۷: سطر ۲۷:
 
|شغل                    =  
 
|شغل                    =  
 
|خانواده                = نام پدر[[محمد]]
 
|خانواده                = نام پدر[[محمد]]
}}
+
}}تاریخ تولد :   
 +
نام :    خسرو    محل تولد :    مشهد
 +
نام خانوادگی :    رهبری‌    تاریخ شهادت :    1365/02/31
 +
نام پدر :    محمد    مکان شهادت :   
 +
تحصیلات :    نامشخص    منطقه شهادت :   
 +
شغل :        یگان خدمتی :   
 +
گروه مربوط :    گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
 +
نوع عضویت :    سایر شهدا    مسئولیت :    رزمنده‌
 +
گلزار :    بهشت‌رضا
 +
 
 +
خاطرات
 +
به خاطر دارم از طرف سپاه یک موتور به فرزندم داده بودند که با آن به منزل هم بیاید، یکبار به او گفتم: خسرو جان سوار موتورشو و برو نان بگیر که ایشان در جوابم گفت: نه مادر من حاضرم با پای پیاده بروم نان بگیرم ولی با موتور بیت المال نمی روم. گفتم: برو من پول خراب شدن و تعمیرش را می دهم ولی او قبول نکرد که با موتور برود زیرا به مال بیت المال خیلی حساس بود.
 +
 
 +
منبع سایت یاران رضا
 +
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10511
 +
 
  
 
==خاطرات==
 
==خاطرات==

نسخهٔ ‏۲۸ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۴۴

خسرو رهبری
شهید خسرو رهبری .jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد مشهد
شهادت ۱۳۶۵/۲/۳۱
محل دفن بهشت رضا
سمت‌ها رزمنده
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
تحصیلات نامشخص
خانواده نام پدرمحمد

تاریخ تولد : نام : خسرو محل تولد : مشهد نام خانوادگی : رهبری‌ تاریخ شهادت : 1365/02/31 نام پدر : محمد مکان شهادت : تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌ گلزار : بهشت‌رضا

خاطرات به خاطر دارم از طرف سپاه یک موتور به فرزندم داده بودند که با آن به منزل هم بیاید، یکبار به او گفتم: خسرو جان سوار موتورشو و برو نان بگیر که ایشان در جوابم گفت: نه مادر من حاضرم با پای پیاده بروم نان بگیرم ولی با موتور بیت المال نمی روم. گفتم: برو من پول خراب شدن و تعمیرش را می دهم ولی او قبول نکرد که با موتور برود زیرا به مال بیت المال خیلی حساس بود.

منبع سایت یاران رضا http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10511


خاطرات

به خاطر دارم از طرف سپاه یک موتور به فرزندم داده بودند که با آن به منزل هم بیاید، یکبار به او گفتم: خسرو جان سوار موتورشو و برو نان بگیر که ایشان در جوابم گفت: نه مادر من حاضرم با پای پیاده بروم نان بگیرم ولی با موتور بیت المال نمی روم. گفتم: برو من پول خراب شدن و تعمیرش را می دهم ولی او قبول نکرد که با موتور برود زیرا به مال بیت المال خیلی حساس بود. [۱]

پانویس

  1. یاران رضا

نگارخانه تصاویر

رده