{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
|نام فرد = امیر هوشنگ شعبانی
شهيد شعباني که از همان کودکی فطرت خداجویش بواسطه ي تربیت صحیح در جهت تکامل روحی و معنوی به بيدار شده بود خیلی ساده و بی پیرایه خدمت می کرد و کارها را فقط برای رضای خدا انجام می داد. بهترین همدمش کتاب هایی بود که بتواند روح پر شورش را برای هدف و ایمانش قوت بخشد و تمام هم خود را صرف فراگیری اصول و احکام و تعالیم اسلامی می نمود و از شرکت در جلسات تفسیر [[قرآن]] و اصول عقاید و احکام دریغ نداشت و طبق حدیث شریفی که [[امام صادق (عليه السلام)]] می فرماید: دانش خود را به وسیله نوشتن به بند کشید. بسیاری از این درس ها را به طور مفید و مختصر و مستند در دفاتری که اکثر اوقات همراهش بودند ثبت می نمود.
بر مبنای اعتقاد به اصل «النظافته من الایمان» فردی خوشرو، مرتب، تمیز و آراسته بود حرف هایش جنبه ي تربیتی داشت و اگر می خواست مسئله ای را تذکر دهد بر مبنای [[امر به معروف و نهی از منکر]] قرار می داد. برای نمونه طی صحبت هایی که با چند نفر راجع به سیگار کشیدن کرد او آنها را نسبت به مضرات سیگار برای خود و جامعه شان با منطق روشن کرد که آنها تصمیم به ترک سیگار گرفتند. بسیار به [[نماز]] و [[روزه]] اهمیت می داد، حالات عرفانی و توجه و خلوص بر سر نماز باعث شده بود که یاران و همسنگرانش نماز را به امامت او به جای آورند.
یکی از برنامه های اساسی زندگی خود را شرکت در [[دعای کمیل]] و تلاوت قرآن، شرکت در نماز جمعه و جماعات و شرکت در محافل و مجالس و راهپیمايی ها قرار داده بود و افراد خانواده را نیز به این امر مهم تشویق می نمود. در رابطه با رعایت حجاب اسلامی بسیار تاکید می كرد، چرا که بی حجابی را نشأت گرفته از حاکم شدن روح شیطانی و نفسانی می دانست و حجاب را نه تنها سدی بر سر راه نمی دید بلکه عامل موفقیت و حافظ عفاف جامعه و زینت خواهران می دانست. امير هوشنگ پاک و مخلص بود و دور بودنش از زرق و برق های دنیوی و شلوغی های خیابان ها و همچنین بودنش در جبهه، دانشگاه عاشقان حسین (عليه السلام) آنجایی که انسان های پاکباخته الله و دلباخته اسلام و انقلاب و جان نثاران امام بت شکن، پیر جماران و قلب تپنده اسلام و امید مستضعفان جهان از خود گذشته و در راه حفظ کیان و مرز ایران اسلامی و حفاظت از دستاوردهای انقلاب شکوهمند اسلامی تا حد ایثار مال و بذل جان او را نیز به نهایت درجه عرفان و ایمان رسانیده بود.
امیر هوشنگ در این هنگام انسانی دیگر شده بود انسانی که روح خدا در او به حد اعلای رسیده و او را آماده [[شهادت ]] کرده بود. هنگام بازگشت از جبهه او که خود می دانست دیگر زنده باز نخواهد گشت با تمام دوستان و آشنایان خداحافظی می کند و قدم به مسلخ عشق می گذارد و در روز پنجشنبه ساعت 7 غروب به تاریخ 4 مرداد ماه 1363 در حالی که 7 روز از گذراندن بیست و پنجمین بهار زندگی را پشت سر گذارده بود به آرزوی دیرینه اش که [[شهادت ]] واقعی در راه خداوند بود نائل آمد.
==وصیت نامه==
لیاقت و شایستگی او در انجام خدمات، سمت فرماندهی را برازنده قامتش نموده بود و در این رابطه چنین با معبود و معشوق و مقصود خود به راز و نیاز پرداخته بود:
یا من ذکره شرف للذکرین، و یا من شکره فوز للشاکرین؛ ای آن کس که یاد تو یادآوران را شرف می بخشد و سپاس تو سپاسگزاران را سعادتمند همی دارد. یا الله یا الله! تو خود شاهدی که همیشه و همه وقت سعی من بر این بوده که با رفتاری که شایسته یک فرمانده در اسلام است در برخوردهایم با پرسنل زیر دست یا بالا دست همان گونه باشم که تو خواستی، زیرا که امر به معروف و نهی از منکر در اسلام را باید با خوشرويی و بردباری به افراد شناساند.
خدایا! خودت شاهد هستی و می دانی که من قصدم خدمت به اسلام و مسلمین بود که اگر تا به حال نتوانستم به نحوی که شایسته است عمل کنم این را از من ببخش. امیدوارم در طول مدتی که زنده هستم وجودم برای مسلمانان مفید باشد. امیدوارم که در طول زندگی همان طوری که تا به حال سعی کرده ام بر نفس خود غلبه کنم. خدایا! خودت من را در این راه همراهی و کمک کن. خدایا! اگر مشیت تو این است که من در جبهه کشته شوم، کشته شدنم را شهادت من قرار بده و تا من را نیامرزیده ای از این دنیا مبر.
خدایا! آن قدر تو را نزدیک به خود می بینم که هنگام دعا یقین دارم که دعایم مستجاب می شود.خدایا! همچنان که تا به حال در همه کارها کمکم کرده ای حالا بیشتر احتیاج به کمک و یاری تو دارم.خدایا! یک لحظه من را به خودم وامگذار که منحرف شوم، حالا که در برابر تو احساس مسئولیت می کنم و در برابر جمعی مسئول هستم دست نیاز به سوی تو دراز می کنم همچنان که خودت فرمودی: لا یرد سائله و لا يخیب امله؛ دست رد بر سینه نیازمندان نمی زند و چراغ امیدشان را خاموش نمی کند و همچنان که می فرماید: اگر دعا و نیایش شما نبود در پیشگاه خدا ارزشی نداشتید و مورد عنایت قرار نمی گرفتید. خدایا! تمام دعاهایم این است که وجودم آن گونه باشد که در راه اسلام مسلمین [[شهید ]] بشوم البته می دانم که لیاقت [[شهادت ]] را ندارم، به امید [[شهادت ]] واقعی در راه خدا. شهید امیر هوشنگ شعبانی<ref>[http://ajashohada.ir/home/martyrdetails/15629منبع سایت شهدای ارتش]</ref>
==پانویس==
<references/>
==نگارخانه تصاویر==
<gallery>
Image:شهید.jpg
</gallery>
==رده==
{{ترتیبپیشفرض:امیر_هوشنگ_شعبانی}}
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان کرمانشاه]]
[[رده: شهدای شهرستان باغ فردوس]]