خاطرات
من در راه آهن اهواز بودم اول صبح موقع شروع کار اداری ناگهان حسن آمد سوال کردم اینجا چه کار می کنی ؟ به من گفت : برادرم رضا مجروح شده است تمامی منطقه را زیرو رو کردم او را پیدا نکردم ولی حالا باید به خراسان برگردم . در همان روز هواپیمای 330 با تاخیر وارد فرودگاه هواز شد هنگام سوار شدن به هواپیما مشاهده کردم که سران ارتش از جبهه وارد فرودگاه شدند و با این هواپیما به سمت تهران حرکت کردند . بعد از نیمه شب بودکه از طریق رادیو اعلام کردند که هواپیمای 330 سقوط کرده است و 130 نفر تا جایی که من خبرداشتم شهید شدند که حسن روئین تن هم یکی از آن شهدا بود<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10522 سایت یاران رضا]</ref>
منبع سایت یاران رضا==پانویس== http:<references//yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10522>