خاطرات
قبل از اینکه حسن به سربازی می رود تعدادی از دوستان او بخاطر موقیعت جنگی حاکم در کشور علاوه بر اینکه خودشان به سربازی نمی رفتند به حسن می گفتند: بیا در این موقعیت به خدمت نرو خطر ناک است و بلایی سرت می آید ولی حسن در جواب دوستانش گفت: ما در این موقعیت که کشور و ناموسمان نیاز به حمایت و دفاع دارد دست روی دست بگذاریم و به وظیفه یمان عمل نکیم مگر ما از آن رزمنده ای که زن و بچه اش را تنها گذاشته و به میدان جنگ رفته است خونمان رنگین تر است به همین دلیل بلافاصله حسن ثبت نام کرد و از طریق سربازی به جبهه اعزام شد.<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10517 سایت یاران رضا]</ref>
منبع سایت یاران رضا==پانویس== http:<references//yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=10517>