ویرایش‌ها

شهید اورجعلی گوری

۴ بایت اضافه‌شده، ‏۷ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۳۶
متن کامل خاطره
یک روز صبح وقتی که [[نماز ]] صبح را خواند دیدم گریه می کند. گفتم: پسر جان چه شده است که گریه میکنی. گفت: دوستانم به جبهه رفته اند و من مانده ام من هم دوست دارم که به جبهه بروم. گفتم: تو هم اگر علاقه داری برو از نظر من اشکالی ندارد. خدا پشت و پناهت باشد.
منبع سایت: http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18055
۶۹۱
ویرایش