ویرایش‌ها

شهید بازرگان گریوانی

۱۶ بایت اضافه‌شده، ‏۱۶ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۵
متن کامل خاطره
بازرگان قبل ار اینکه به [[شهادت ]] برسد خوابی را که دیده بود برای دوستان تعریف می کند او می گوید: من [[امام حسین (ع) ]] را در خواب دیده ام .او به من گفت : بازرگان تو فردا شب مهمان من خواهی شد. ازما خواست تا بعد از شهادتش برای کسی بازگو نکنیم که چنین خوابی دیده است .
خواب و رویای دیگران درمورد شهید
موضوع خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
متن کامل خاطره
من بعد از شهادت برادرم خواب ایشان را زیاد می دیدم. یک شب خواب دیدم که کلاس [[قرآن ]] و احکام تشکیل شده و من در کلاس قرآن می خوانم برادرم مرا به خواندن قزآن تشویق می کرد.
ایجاد روحیه در رزمندگان
موضوع ايجاد روحيه در رزمندگان
متن کامل خاطره
یکی از دوستان [[شهید ]] یازرگان برای ما نقل می کرد زمانیکه عملیات شروع شد ما هم حضور داشتیم. فرمانده گروهان ما به شهادت رسید و شهید بازرگان خیلی خوب به نیروها روحیه می داد. ایشان قوت قلبی برای نیروهای عملیاتی بود. بعد از چند دقیقه تیری به ناحیه شکم شهید اثابت میکند و درخالیکه زخمی بود به برادران می گفت: شما جلو بروید دریت است است که فرملنده ما شهید شده اما فرمانده ارشد ما حضرت امام (عج) جلو است. پیش بروید و از هیچ چیز نهراسید. توان و قدرت جنگی را از دشمن کافر بگیرید. نفس دشمن را در سینه جبس کنید یعد از چند لحظه یک تیر دیگر از ناحیه سینه به شهید بازرگان اصابت کرد. بعد از چند دقیقه تیر سوم از ناحیه سر به فک بالا اصابت کرد و شهید بازرگان نقش بر زمین شد و شربت شهادت را نوشید.
احساس مسؤلیت
موضوع احساس مسؤليت
۶۹۱
ویرایش