ویرایش‌ها

شهید برات فرهمند

۲۱ بایت اضافه‌شده، ‏۱۹ آبان ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۴
/* خاطرات */
خواب و رویای دیگران درمورد شهید
موضوع خواب و روياي ديگران درمورد [[شهيد]]
راوی صفر فرهمندی
متن کامل خاطره
برادرم با وجود اینکه سن کمی داشت ولی در سه مرحله به جبهه اعزام شد و روزی که جنگ تمام شد گریه می‌کرد و می‌گفت: من لیاقت نداشتم که به مقام [[شهادت ]] برسم. تا اینکه به سربازی رفت و یکسال در [[یگان ویژه نیروی انتظامی ]] در [[زاهدان ]] خدمت کرد. یکی از شبهای ماه محرم درمسجد در [[مسجد]] مراسم داشتیم بعد از پایان مراسم خوابم برد. در خواب دیدم که برات آمده است به مسجد و در مراسم شرکت می‌کند تا مرا دید جلو آمد و حال مرا پرسید. شما چطورید؟ گفت: من خیلی خوشحالم چون به آرزوی خودم رسیدم. صبح که بیدار شدم هر لحظه منتظر خبری بودم چون یقین داشتم برادر من به آرزویش رسیده است.
<ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=15964 یاران رضا]</ref>
۶۹۱
ویرایش