بعد از برگزاری مراسم چهلم هادی ، چون خواهر ایشان حامله بود او را به بیمارستان بردیم و شب را آنجا بستری شد تا روز بعد او را عمل کنند. ایشان برای ما تعریف می کرد که شب را که خوابیده بودم هادی را در خواب دیدم او به من گفت : که این فرزندت پسر است اسم او را هادی بگزار و او هم مثل من گوشه لبش خالی دارد ، او خیلی شبیه من است و شما دیگر جای خالی مرا احساس نمی کنید.
منبع سایت: http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17600
==رده==
{{ترتیبپیشفرض:هادی کلاته میمیری}}
[[رده: شهدا]]
[[رده: شهدای دفاع مقدس]]
[[رده: شهدای ایران]]
[[رده: شهدای استان خراسان رضوی]]
[[رده: شهدای شهرستان سبزوار]]