ویرایش‌ها

شهید حسن محمدی اوجان

۱۶ بایت حذف‌شده، ‏۱۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۱۷
* خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
همان شبى که حسن به [[شهادت]] رسیده بود خواب دیدم رفته‏ام به جبهه چون در آخرین تماسى که تلفنى با هم داشتیم حسن گفت از عملیات که برگردم شما را با خودم به [[اهواز]] مى ‏برم خانه سازمانى اجاره نموده‏ام در پشت یک خاکریز بودم دیدم حسن [[آر.پى.چى]] بدست نشسته است گفتم من نماز نخوانده‏ام گفتند سرت را پائین بگیر تا خمپاره به شما نخورد همین طور که گفتند نماز خواندم ناگهان [[خمپاره]] داخل سنگر ایشان خورد و من از صداى برخورد [[گلوله]] بیدار شدم و با خودم گفتم خدایا چه اتفاقى براى همسرم حسن افتاده بسیار دلواپس بودم و بعد از دو روز از [[سپاه]] آمدند خانه و گفتند حسن مجروح شده عکسش را بدهید لازم داریم گفتم مبارک باشد مى ‏دانستم آخرش هم خدمت [[شهادت]] را مى‏ پوشد و بعداً متوجه شدم که دقیقاً همان طور که خواب دیدم بر سر نماز در حالیکه آرپى چى کنارش بوده بوسیله [[خمپاره]] دشمن به [[شهادت]] رسیده.
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18734 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==
مدیر
۶٬۷۳۸
ویرایش