زمانی که برای اولین بار امیر قلی به جبهه رفت [[بسیجی]] بود و بعد از برگشتن احساس دیگری داشت و می گفت حیف شده است که ما تا به حال جبهه نرفته ایم. بعد از برگشتن از خدمت سربازی تحولات عجیبی در وجودش نمایان بود و 4 ماه مانده بود به عید با هم به کوه رفتیم و امیر می گفت اولین شهیدی که وارد روستای عشق آباد شود من هستم چون خوابش را دیده ام و گفت این برای آخرین باری است که به مرخصی می آیم و برای همین است که با هم به بیابان آمده ایم و در بیابان می گفت اگر از من خطایی سر زده است مرا ببخشید. این بیانگر روحیه شهادت طلبی ایشان بود.
منبع سایت: <ref>[http://www.yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=16691سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />
==رده==
{{ترتیبپیشفرض:امیر قلی قربانی}}