ویرایشها
* موضوع: ايثار و فداکاري
* موضوع: خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد
یک شب خواب دیدم جوانی به سراغ من آمد و گفت:" برادرت [[شهید]] شده است اگر بخواهی برادرت را بر می گردانیم. " گفتم:" نه، نمی خواهد برگردانی. " بعد تعارف کردم که بیا و یک چای بخور. گفت:" نه، من می خواهم پنج، شش جا بروم وقت ندارم. " از خواب پریدم و با خودم گفتم:" حتماً عزیزالله [[شهید]] شده است. " یک هفته از این جریان گذشت خبر آوردند:" هفت نفر از بچه های روستای رباط شهید شده اند که یکی از آنها برادر من بود. "
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19065 سایت یاران رضا]</ref>
==پانویس==