شهید غلام رضا کارگری‌ آریان‌: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
سطر ۶۰: سطر ۶۰:
 
==خاطرات==
 
==خاطرات==
  
 +
* موضوع: عشق به جهاد
  
 +
هنگامی که ما دوره آموزشی را در پادگان نخریسی مشهد بودیم خبر دادند پدر غلامرضا عمل کلیه دارد. مادر ایشان آمد جلوی پادگان و غلامرضا را صدا زد. وقتی که او فهمید می خواهند او را برگردانند آمد پیش من وگفت: من علاقه خاصی برای رفتن به جبهه دارم. شما بروید وبه مادرم بگوئید که مرا بر نگرداند وبگذارد به جبهه بروم. راوی سید هاشم بیدی
  
عشق به جهاد
+
* موضوع: خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
 
+
راوی سید هاشم بیدی
+
 
+
 
+
هنگامی که ما دوره آموزشی را در پادگان نخریسی مشهد بودیم خبر دادند پدر غلامرضا عمل کلیه دارد. مادر ایشان آمد جلوی پادگان و غلامرضا را صدا زد. وقتی که او فهمید می خواهند او را برگردانند آمد پیش من وگفت: من علاقه خاصی برای رفتن به جبهه دارم .شما بروید وبه مادرم بگوئید که مرا بر نگرداند وبگذارد به جبهه بروم.
+
 
+
 
+
خواب و روياي ديگران درمورد شهيد
+
 
+
راوی سید هاشم بیدی
+
 
+
 
+
مدتی مریض و در بیمارستان بستری بودم بعد از بهبودی کامل ومرخص شدن از بیمارستان به سر مزار غلامرضا رفته وبا ایشان درد دل کردم به ایشان گفتم: من در بیمارستان که بستری بودم کسی را نداشتم بیاید و از من عیادت کند یکی ازهمسایه ها که پسرش با پسرم رفت و آمد داشت بود به خانه ی ما آمد و به من گفت: شبی فرزند پسر شما را خواب می بیند که به ایشان می گوید: مادرم مریض است از او خبر بگیرید پسرم در جواب [[شهید]] می گوید: نه مادرت را من دیده ام حالش خوب است می گوید: نه مادرم مریض است دو عدد سیب می دهد ومی گوید: اینها را به مارم بده و به ایشان بگو من تا درحیاط آمده ام.
+
 
+
  
 +
مدتی مریض و در بیمارستان بستری بودم بعد از بهبودی کامل و مرخص شدن از بیمارستان به سر مزار غلامرضا رفته و با ایشان درد دل کردم به ایشان گفتم: من در بیمارستان که بستری بودم کسی را نداشتم بیاید و از من عیادت کند یکی ازهمسایه ها که پسرش با پسرم رفت و آمد داشت بود به خانه ی ما آمد و به من گفت: شبی فرزند پسر شما را خواب می بیند که به ایشان می گوید: مادرم مریض است از او خبر بگیرید پسرم در جواب [[شهید]] می گوید: نه مادرت را من دیده ام حالش خوب است می گوید: نه مادرم مریض است دو عدد سیب می دهد و می گوید: اینها را به مارم بده و به ایشان بگو من تا درحیاط آمده ام. راوی سید هاشم بیدی
 
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17091 سایت یاران رضا]</ref>
 
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=17091 سایت یاران رضا]</ref>
 
==پانویس==  
 
==پانویس==  

نسخهٔ ‏۲۴ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۱۵

شهید غلام رضا کارگری‌ آریان‌
17091.jpg
ملیت پرچم ایران.png ایرانی
دین و مذهب مسلمان، شیعه
تولد سبزوار
شهادت 1367/05/05
محل دفن بهشت‌شهدا
یگانهای خدمت [[]]
سمت‌ها رزمنده‌
جنگ‌‌ها جنگ ایران و عراق
شغل دانش آموز
خانواده نام پدر:حسین‌



کد شهید: 6715816

نام : غلامرضا

نام خانوادگی : کارگری‌اریان‌

نام پدر : حسین‌

محل تولد : سبزوار

تاریخ شهادت : 1367/05/05

تحصیلات : نامشخص

شغل : دانش آموز

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.

نوع عضویت : سایر شهدا

مسئولیت : رزمنده‌

گلزار : بهشت‌شهدا


خاطرات

  • موضوع: عشق به جهاد

هنگامی که ما دوره آموزشی را در پادگان نخریسی مشهد بودیم خبر دادند پدر غلامرضا عمل کلیه دارد. مادر ایشان آمد جلوی پادگان و غلامرضا را صدا زد. وقتی که او فهمید می خواهند او را برگردانند آمد پیش من وگفت: من علاقه خاصی برای رفتن به جبهه دارم. شما بروید وبه مادرم بگوئید که مرا بر نگرداند وبگذارد به جبهه بروم. راوی سید هاشم بیدی

  • موضوع: خواب و روياي ديگران درمورد شهيد

مدتی مریض و در بیمارستان بستری بودم بعد از بهبودی کامل و مرخص شدن از بیمارستان به سر مزار غلامرضا رفته و با ایشان درد دل کردم به ایشان گفتم: من در بیمارستان که بستری بودم کسی را نداشتم بیاید و از من عیادت کند یکی ازهمسایه ها که پسرش با پسرم رفت و آمد داشت بود به خانه ی ما آمد و به من گفت: شبی فرزند پسر شما را خواب می بیند که به ایشان می گوید: مادرم مریض است از او خبر بگیرید پسرم در جواب شهید می گوید: نه مادرت را من دیده ام حالش خوب است می گوید: نه مادرم مریض است دو عدد سیب می دهد و می گوید: اینها را به مارم بده و به ایشان بگو من تا درحیاط آمده ام. راوی سید هاشم بیدی [۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

نگارخانه تصاویر

17091.jpg

رده