شهید محمد محمدی-شهادت شهریور 1365: تفاوت بین نسخهها
از دانشنامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
| سطر ۲۹: | سطر ۲۹: | ||
یک شب خواب دیدم که دنبال گله ی گوسفند هستم و گوسفندها را برای چرا به بیابان برده ام وقتی به روستا برگشتم دیدم دوست و همرزم پسرم محمد که اسمش قلی زاده بود آمده گفتم: از منطقه چه خبر؟ گفت: یک خوش خبری برایت دارم و آن این است که آقای محمدی پسرت محمد در جبهه شهید شده است گفتم من مرگ خود را جلوی چشمم دارم ولی مرگ این جوان نه. بعد گریه کردم و از خواب بیدار شدم تا این که بعد چند روز خبر شهادتش را برایم آوردند. | یک شب خواب دیدم که دنبال گله ی گوسفند هستم و گوسفندها را برای چرا به بیابان برده ام وقتی به روستا برگشتم دیدم دوست و همرزم پسرم محمد که اسمش قلی زاده بود آمده گفتم: از منطقه چه خبر؟ گفت: یک خوش خبری برایت دارم و آن این است که آقای محمدی پسرت محمد در جبهه شهید شده است گفتم من مرگ خود را جلوی چشمم دارم ولی مرگ این جوان نه. بعد گریه کردم و از خواب بیدار شدم تا این که بعد چند روز خبر شهادتش را برایم آوردند. | ||
| − | + | <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=18675 سایت یاران رضا]</ref> | |
| − | + | ==پانویس== | |
| + | <references /> | ||
==رده== | ==رده== | ||
{{ترتیبپیشفرض:محمد محمدی}} | {{ترتیبپیشفرض:محمد محمدی}} | ||
نسخهٔ کنونی تا ۲۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۵۹
کد شهید: 6533325
نام : محمد
نام خانوادگی : محمدی
نام پدر : حسین
محل تولد : بیرجند
تاریخ شهادت : 1365/06/12
تحصیلات : نامشخص
گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
نوع عضویت : سایر شهدا
مسئولیت : رزمنده
خاطرات
خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید
راوی حسین محمدی
یک شب خواب دیدم که دنبال گله ی گوسفند هستم و گوسفندها را برای چرا به بیابان برده ام وقتی به روستا برگشتم دیدم دوست و همرزم پسرم محمد که اسمش قلی زاده بود آمده گفتم: از منطقه چه خبر؟ گفت: یک خوش خبری برایت دارم و آن این است که آقای محمدی پسرت محمد در جبهه شهید شده است گفتم من مرگ خود را جلوی چشمم دارم ولی مرگ این جوان نه. بعد گریه کردم و از خواب بیدار شدم تا این که بعد چند روز خبر شهادتش را برایم آوردند.