{{جعبه اطلاعات افراد نظامی
نام فرد = یوسف کلاهدوز
|تصویر = Yusef-kolahdoz.jpg
«إنّا لله و إنّا الیه راجعون»
با کمال تأثّر و تأسّف، خبر دلخراش سانحة هوایی یک فروند هواپیمای نیروی هوایی که حامل شهدا و مجروحین جنگ (عملیات) اخیر بود و منجر به شهادت جمعی از خدمتگزاران به اسلام و ملت شهید پرور ایران گردید، که در بین آنان [[تیمسار سرلشکر ولی الله فلاحی]]، [[تیمسار سرتیپ نامجو]]، [[تیمسار سرتیپ فکوری]] و آقای کلاهدوز بودند، واصل گردید. اینان خدمتگزاران رشید و متعهّدی بودند که در انقلاب و پس از پیروزی انقلاب، با سرافرازی و شجاعت در راه هدف و در حال خدمت به میهن اسلامی به جوار رحمت حق تعالی شتافتند. امید است که پس از پیروزی شرافتآفرین برای ملّت و پس از زحمات طاقت فرسا در راه هدف و عقیده، روسفید و سرافراز به پیشگاه مقدّس ربوبی وارد و مورد رحمت خاصّه واقع شوند. شک نیست که همه باید این راه را برویم و به سوی حق و سرنوشت خویش بشتابیم؛ پس چه سعادتی بالاتر از آنکه در حال جهاد با دشمنان اسلام و خدمت به حق و خلق و مجاهدت در راه هدف و شرف این راه طی شود؛ و چه سعادتمند بودند این شهیدان که دین خود را به اسلام و ملّت شریف ایران ادا نموده و به جایگاه مجاهدین و شهدای اسلام شتافتند. اکنون بر ملت ما ایران به خصوص قوای مسلّح است که با شجاعت و قدرت و مجاهدت و افزودن پشتکار، یاد آنان را زنده و به جهاد چون آنان ادامه دهند و در جبهه و پشت جبهه، پیروزی آفرینند و به پیش روند و دل دشمنان کوردل را که با شهادت هر یک از رزمندگان ما وعدة شیطانی به خود میدهند، لرزندهتر کنند و به آنان بفهمانند، کسانی که برای هدف و عقیده جهاد میکنند و از میهن عزیز خود دفاع مینمایند، از شهادت این عزیزان، سستی و هراسی به خود راه نمیدهند. جوانان رزمنده و شجاع ارتش و سپاه و سایر قوای مسلّح، پیروان شهید جاویدی هستند که تاریخ میگوید هر یک از جوانان و یاران او که به شهادت میرسیدند، رخسار مبارکش افروختهتر و آثار شجاعت و تصمیم در او بارزتر میگردید و یادگار شجاعان صدر اسلام هستند که پرچم از دست هر یک از فرماندهان میافتاد، دیگری پرچم را میگرفت و به رزم در راه هدف ادامه میداد. ما گرچه عزیزان ارزشمندی را از دست دادیم، لکن هدف به قوِت خود باقی[است] و فرزندان اسلام با ارادة آهنین و تصمیم قاطع از اسلام و میهن عزیز خود دفاع میکنند و هر چه بیشتر برای خود و میهن خود افتخار میآفرینند تا کوردلان و منافقان و پناهندگان در دامن غرب بدانند؛ تا ملت ایران و قوای مسلّح شجاع زنده است، برای غرب و شرق و غربزده و شرقزده در کشور بقیه الله الاعظم، جایی نیست. اینجانب این ضایعة اسفناک را به ملّت ایران و ارتش و سپاه و سایر قوای مسلّح و فرماندهان شریف آنها و به خانوادة محترم شهدا تسلیت و تبریک عرض میکنم. این شهدا و شهدای عزیز ما که در راه هدف و آرمان اسلامی به شهادت رسیدند، موجب سرافرازی و افتخار هممیهنان و قوای مسلّح و خانوادههای عزیز خود شدند. از خداوند متعال برای آنان رحمت و برای ملّت و بازماندگان شهدای عزیز، سعادت و صبر میطلبم.
والسلام علی عباد الله الصالحین ، روح الله الموسوی الخمینی
==خاطرات==
*آن روز سرد
همیشه وقتی از مدرسه برمی گشت، میآمد مغازه و تا داخل میشد میگفت: «سلام عمو .» یک روز آمد؛ سلام کرد و کیف و کتابش را در گوشهای گذاشت. هوا سرد بود. سرم را بلند کردم؛ با تعجب دیدم کت نپوشیده. پرسیدم: «کتت را چه کردی، عموجان؟!» اول جواب نمیداد؛ ولی بعد گفت: «صبح هوا سرد بود ، همین الان هم که آفتاب بالا آمده، باز هوا سرد است.»
*کشف یک توطئه
راوی: برادر دلربایی
*قرآن، سلاح، برگ زیتون
راوی: برادر شمس
جلسهای تشکیل دادیم تا دربارۀ نام و آرم سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران تصمیم بگیریم. نمایندۀ نخست وزیری عقیده داشت که این عنوان برای یک سازمان خیلی بلند است و باید خلاصه شود. کلاهدوز ضمن بحث میگفت: «هیچ کدام از کلمات سپاه، پاسدار، انقلاب و اسلامی نباید حذف بشوند و در مورد تکتک این کلمات، تأکید داشت؛ بحث بر سر کلمۀ ایران بود. نماینده نخست وزیری گفت: « کلمۀ ایران را هم ما حذف نمیکنیم». دربارۀ مشخّصات آرم سپاه بحث شد؛ باز کلاهدوز بود که به صراحت پیشنهاد کرد اجزای آن عبارت باشند از:
1 ـ قرآن، نشانۀ مبنای مکتب؛
2 ـ سلاح، نشانة یک سازمان نظامی؛
3 ـ برگ زیتون، نشانة صلح …
سپس آرم را به تأیید [[شهید بهشتی]] رساندیم. به این ترتیب، نام و آرم سپاه چیزی شد که امروز هست. چنین دقّت نظری در آن روزگار، حکایت از وسعت نظر کلاهدوز داشت.