بسمه تعالی
شهید ظهراب وظیفه دان
تاریخ تولد :1326/01/02
تاریخ شهادت : 1359/10/10
محل شهادت : نامشخص
محل آرامگاه :گیلان - بندرانزلی - انزلی گلزارشهدا
==خاطرات==
خاطره ای از زبان همسر شهید ناوبان یار سوم ظهراب وظیفه دان
ظهراب، از شروع جنگ تا هنگامه ی شهادتش، بارها به منطقه رفته بود و داوطلبانه در منطقه ی [[آبادان]] و [[خرمشهر]] جنگیده بود؛ ولی بار آخر که خداحافظی می کرد، کاغذی به دستم داد.
هنوز چند قدمی دور نشده بود که کاغذ را باز کردم و آن را خواندم:
پدر و مادر گرامی ام! می خواهم وقتی در راه وطن [[شهید]] شدم و خدا خواست که جسدم را به خانواده ام تحویل دهند، اصرار نکنید مرا به «ارده جان» ببرند. در بندر انزلی به خاکم بسپارید تا همسر و فرزندانم خصوصاً دخترم بتوانند برای فاتحه بر سر مزارم بیایند. در نگهداری یتیمان من به همسرم کمک کنید.
همسرم! از یتیمانم مواظبت کن و آنها را به خوشبختی برسان تا من از شما راضی باشم و اگر ناراحتی از من دیده اید، مرا ببخشید.
زندگی مشترکمان در برابر دیدگانم دوباره تکرار شد؛ روزی که در سال 1346 به درجه ی مهناوی دومی رسید، روزی که به جنوب رفتیم، روزهای انقلاب، تظاهرات، راهپیمایی ها، نام گذاری چهار فرزندمان و روزهای جنگ و مأموریت های یک ماهه و چهل روزه ی او.