ویرایش‌ها

شهید علی اکبر یزدانی

۳۲ بایت اضافه‌شده، ‏۱۷ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۳:۴۹
کد شهید:6133107
 
نام : علی اکبر
 
نام خانوادگی : یزدانی‌
 
نام پدر : حسین
 
محل تولد : بجنورد
 تاریخ شهادت :1361/04/۳۰30 
‌مکان شهادت :
 
تحصیلات : نامشخص
 
منطقه شهادت :
 
شغل :
 
یگان خدمتی :
 
گروه مربوط: گروهی برای این شهید ثبت نشده است.
 
نوع عضویت: سایر شهدا
 
مسئولیت: رزمنده
 
‌گلزار :
 
خاطرات
عنوان توصیه به نماز
 
موضوع توصيه به نماز
راوی حسین یزدانی
راوی : حسین یزدانی
 
 
پدرم درباره نماز خیلی تأکید می کردند مخصوصاً نماز صبح می گفت هر کس صبح زودتر از همه بلند شود و نماز بخواند یک جایزه پیش من دارد و به این صورت ما را تشویق کرد تا نماز را بخوانیم.
پدرم درباره [[نماز]] خیلی تأکید می کردند مخصوصاً نماز صبح می گفت هر کس صبح زودتر از همه بلند شود و نماز بخواند یک جایزه پیش من دارد و به این صورت ما را تشویق کرد تا نماز را بخوانیم.
عنوان اخلاص عمل
موضو اخلاص عمل
راوی حسین یزدانی
موضوع : اخلاص عمل
 
راوی : حسین یزدانی
 
 
یک روز ساعت سه صبح بود که صدای درب را شنیدم درب را که باز کردم با تعجب دیدم که برادرم جلوی درب ایستاده است اول خیلی ترسیدم با خود گفتم : شاید اتفاقی افتاده است ولی وقتی موضوع را جویا شدم گفت : نگران نباش برای خداحافظی آمده ام او به جبهه رفت و بعد از چند ماه که آمد دیدم رنگش پریده است خیلی ترسیدم گفتم : نکند مجروح شده ای ولی در جواب این موضوع را انکار کرد وقتی با اصرار زیاد من روبرو شد گفت : جراحت مختصری است چیز مهمی نیست . از من قول گرفت که این موضوع را جایی فاش نکنم و بعد از چند روزی راهی جبهه شد.
یک روز ساعت سه صبح بود که صدای درب را شنیدم درب را که باز کردم با تعجب دیدم که برادرم جلوی درب ایستاده است اول خیلی ترسیدم با خود گفتم : شاید اتفاقی افتاده است ولی وقتی موضوع را جویا شدم گفت : نگران نباش برای خداحافظی آمده ام او به [[جبهه]] رفت و بعد از چند ماه که آمد دیدم رنگش پریده است خیلی ترسیدم گفتم : نکند مجروح شده ای ولی در جواب این موضوع را انکار کرد وقتی با اصرار زیاد من روبرو شد گفت : جراحت مختصری است چیز مهمی نیست . از من قول گرفت که این موضوع را جایی فاش نکنم و بعد از چند روزی راهی جبهه شد.
عنوان عشق به جهاد
 موضوع : عشق به جهاد راوی : حسین یزدانی
ایشان در اولین اعزام به جبهه مجروح شده بود ولی از ترس اینکه مبادا مانع رفتن او به جبهه نشویم این موضوع را از ما پنهان کرده بود و به ما نگفته بود که ترکش خورده است.
 
عنوان دقت در حلال و حرام
 موضوع : دقت در حلال و حرام راوی : حسین یزدانی
۷۲۲
ویرایش