شهید مسلم مسرور: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «کد شهید : 5909850 نام : مسلم‌ نام خانوادگی : مسرور نام پدر : قربانعلی‌ تاریخ تو...» ایجاد کرد)
 
 
سطر ۳۸: سطر ۳۸:
 
مسلم برای درس خواندن به سبزوار رفته بود و هنوز چند ماهی نگذشته بودکه از مدرسه فرار کرد پدرش ایشان را تنبیه کرد و به ایشان گفت : اگر به مدرسه نروی یک گله گوسفند درست می کنم تا به بیابان ببری و بچرانی تا قدر درس خواندن را بدانی . مسلم در جواب پدرش گفت : پدر جان اگر مرا بکشید من به مدرسه نمی روم چون دوست ندارم درس بخوانم چرا که زنهای بی حجاب معلم ما هستند و من هرگز نمی خواهم چشمم به آنها بیفتد به گله می روم و یا کار می کنم ولی به مدرسه نمی روم .
 
مسلم برای درس خواندن به سبزوار رفته بود و هنوز چند ماهی نگذشته بودکه از مدرسه فرار کرد پدرش ایشان را تنبیه کرد و به ایشان گفت : اگر به مدرسه نروی یک گله گوسفند درست می کنم تا به بیابان ببری و بچرانی تا قدر درس خواندن را بدانی . مسلم در جواب پدرش گفت : پدر جان اگر مرا بکشید من به مدرسه نمی روم چون دوست ندارم درس بخوانم چرا که زنهای بی حجاب معلم ما هستند و من هرگز نمی خواهم چشمم به آنها بیفتد به گله می روم و یا کار می کنم ولی به مدرسه نمی روم .
  
منبع سایت: http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID= 19224
+
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=%2019224 سایت یاران رضا]</ref>
 +
==پانویس==
 +
<references />
 +
==رده==

نسخهٔ کنونی تا ‏۲۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۲۴

کد شهید : 5909850

نام : مسلم‌

نام خانوادگی : مسرور

نام پدر : قربانعلی‌

تاریخ تولد :

محل تولد : اسفراین

تاریخ شهادت : 1359/07/20

مکان شهادت :

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت :

شغل : یگان خدمتی :

گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است .

نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : رزمنده‌

گلزار :

خاطرات

پرهیز از گناه

موضوع : پرهيز از گناه

راوی

متن کامل خاطره


مسلم برای درس خواندن به سبزوار رفته بود و هنوز چند ماهی نگذشته بودکه از مدرسه فرار کرد پدرش ایشان را تنبیه کرد و به ایشان گفت : اگر به مدرسه نروی یک گله گوسفند درست می کنم تا به بیابان ببری و بچرانی تا قدر درس خواندن را بدانی . مسلم در جواب پدرش گفت : پدر جان اگر مرا بکشید من به مدرسه نمی روم چون دوست ندارم درس بخوانم چرا که زنهای بی حجاب معلم ما هستند و من هرگز نمی خواهم چشمم به آنها بیفتد به گله می روم و یا کار می کنم ولی به مدرسه نمی روم .

[۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده