شهید محمد مشتاقی: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی «کد شهید: 1241 تاریخ تولد : نام : محمد محل تولد : مشهد نام خانوادگی : مشتاقی تاریخ...» ایجاد کرد)
 
سطر ۱۶: سطر ۱۶:
  
 
شهید: محمد مشتاقی گوینده: علی‌اکبر اسدالهی‌نژادمقدم محمد مشتاقی این خاطره را برای من نقل کردند:‹‹ در عملیات والفجر 8 ما غواص بودیم و قرار شد که به اتفاق دیگر برادران غواص به داخل جزیره‌ی ماهی رفته و در آن جا عمل کنیم و پس از این که خط را شکستیم یک گردان نیرو با قایق خودشان را به ما رسانده و ؟ کنند. طبق برنامه‌ریزی که انجام شده بود قرار شد یک شب قبل از شروع عملیات یعنی 21 بهمن ماه سال 64 خود را به جزیره‌ی ماهی برسانیم در نزدیکی عراقی‌ها در نیزارها پنهان شویم و روز را هم در آنجا سپری کنیم و شب بعد به خط بزنیم. شب اول که به متعلقه رسیدیم به محض اینکه در نیزار‌ها مخفی شدیم یک قایق عراقی با سرعت از آن محل عبور کرد و بعد از چند لحظه‌ای برگشت و در همان آبراه ایستاد. نیروها مقداری این طرف و آنطرف را نگاه کردند. ما که در بیرون آب بودیم چون می‌دیدیم که عراقی‌ها به طرف ما نگاه می‌کنند، فکر کردیم که اگر زیر آب برویم و سر و صدایی ایجاد کنیم، چون عمق آب در آن محل کم بود، دشمن متوجه می‌شود و همان جا می‌ایستند و تکان نمی‌خورند در حالی که بر عکس تصور ما مثل این که دشمن کور شده بود، اصلاً ما را ندید و منعلقه را ترک کرد.
 
شهید: محمد مشتاقی گوینده: علی‌اکبر اسدالهی‌نژادمقدم محمد مشتاقی این خاطره را برای من نقل کردند:‹‹ در عملیات والفجر 8 ما غواص بودیم و قرار شد که به اتفاق دیگر برادران غواص به داخل جزیره‌ی ماهی رفته و در آن جا عمل کنیم و پس از این که خط را شکستیم یک گردان نیرو با قایق خودشان را به ما رسانده و ؟ کنند. طبق برنامه‌ریزی که انجام شده بود قرار شد یک شب قبل از شروع عملیات یعنی 21 بهمن ماه سال 64 خود را به جزیره‌ی ماهی برسانیم در نزدیکی عراقی‌ها در نیزارها پنهان شویم و روز را هم در آنجا سپری کنیم و شب بعد به خط بزنیم. شب اول که به متعلقه رسیدیم به محض اینکه در نیزار‌ها مخفی شدیم یک قایق عراقی با سرعت از آن محل عبور کرد و بعد از چند لحظه‌ای برگشت و در همان آبراه ایستاد. نیروها مقداری این طرف و آنطرف را نگاه کردند. ما که در بیرون آب بودیم چون می‌دیدیم که عراقی‌ها به طرف ما نگاه می‌کنند، فکر کردیم که اگر زیر آب برویم و سر و صدایی ایجاد کنیم، چون عمق آب در آن محل کم بود، دشمن متوجه می‌شود و همان جا می‌ایستند و تکان نمی‌خورند در حالی که بر عکس تصور ما مثل این که دشمن کور شده بود، اصلاً ما را ندید و منعلقه را ترک کرد.
منبع سایت: http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19265
+
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19265 سایت یاران رضا]</ref>
 +
==پانویس==
 +
<references />
 +
==رده==

نسخهٔ ‏۴ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۴

کد شهید: 1241 تاریخ تولد : نام : محمد محل تولد : مشهد نام خانوادگی : مشتاقی تاریخ شهادت : 1365/04/11 نام پدر : مکان شهادت : مهران

تحصیلات : نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط : گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت : سایر شهدا مسئولیت : سایر گلزار : خاطرات امدادهای غیبی موضوع امدادهاي غيبي راوی متن کامل خاطره

شهید: محمد مشتاقی گوینده: علی‌اکبر اسدالهی‌نژادمقدم محمد مشتاقی این خاطره را برای من نقل کردند:‹‹ در عملیات والفجر 8 ما غواص بودیم و قرار شد که به اتفاق دیگر برادران غواص به داخل جزیره‌ی ماهی رفته و در آن جا عمل کنیم و پس از این که خط را شکستیم یک گردان نیرو با قایق خودشان را به ما رسانده و ؟ کنند. طبق برنامه‌ریزی که انجام شده بود قرار شد یک شب قبل از شروع عملیات یعنی 21 بهمن ماه سال 64 خود را به جزیره‌ی ماهی برسانیم در نزدیکی عراقی‌ها در نیزارها پنهان شویم و روز را هم در آنجا سپری کنیم و شب بعد به خط بزنیم. شب اول که به متعلقه رسیدیم به محض اینکه در نیزار‌ها مخفی شدیم یک قایق عراقی با سرعت از آن محل عبور کرد و بعد از چند لحظه‌ای برگشت و در همان آبراه ایستاد. نیروها مقداری این طرف و آنطرف را نگاه کردند. ما که در بیرون آب بودیم چون می‌دیدیم که عراقی‌ها به طرف ما نگاه می‌کنند، فکر کردیم که اگر زیر آب برویم و سر و صدایی ایجاد کنیم، چون عمق آب در آن محل کم بود، دشمن متوجه می‌شود و همان جا می‌ایستند و تکان نمی‌خورند در حالی که بر عکس تصور ما مثل این که دشمن کور شده بود، اصلاً ما را ندید و منعلقه را ترک کرد. [۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده