شهید علی یعقوبی - شهادت 1362: تفاوت بین نسخه‌ها

از دانش‌نامه فرهنگ ایثار , جهاد و شهادت
پرش به: ناوبری، جستجو
(صفحه‌ای جدید حاوی « کد شهید:6227280 نام :علی‌ نام خانوادگی :یعقوبی نام پدر :محمدحسن محل تولد :تربت ‌...» ایجاد کرد)
 
 
سطر ۴۷: سطر ۴۷:
  
 
طوری که یکی از همرزمان فرزندم علی یعقوبی برای من تعریف کردند. در کنار یک رود که آب زیادی از آن در جریان بود ما آب تنی می کردیم که علی به بچه ها گفت: بچه ها ما امشب عملیات در پیش داریم بیائید غسل شهادت کنیم. سپس خودش غسل کرده و از آب بیرون آمد موقع ناهار برای همة بچه ها کمپوت باز کرد ولی برای خودش باز نکرد وقتی علت را جویا شدیم گفت: من از یک جای دیگر تغذیه می شوم شما راحت باشید بعد از صرف غذا کمی استراحت کردیم و بعد به طرف منطقه عملیاتی حرکت کردیم وقتی رسیدیم درگیری شدیدی صورت گرفت و ایشان شب را تا نزدیکی های صبح نخوابید و به طرف دشمن تیر اندازی می کرد تا اینکه محل ایشان را با دوربین های مادون قرمز شناسایی کردند و ایشان را با تفنگ های دوربین دار مورد هدف قرار داده و به شهادت رساندند.
 
طوری که یکی از همرزمان فرزندم علی یعقوبی برای من تعریف کردند. در کنار یک رود که آب زیادی از آن در جریان بود ما آب تنی می کردیم که علی به بچه ها گفت: بچه ها ما امشب عملیات در پیش داریم بیائید غسل شهادت کنیم. سپس خودش غسل کرده و از آب بیرون آمد موقع ناهار برای همة بچه ها کمپوت باز کرد ولی برای خودش باز نکرد وقتی علت را جویا شدیم گفت: من از یک جای دیگر تغذیه می شوم شما راحت باشید بعد از صرف غذا کمی استراحت کردیم و بعد به طرف منطقه عملیاتی حرکت کردیم وقتی رسیدیم درگیری شدیدی صورت گرفت و ایشان شب را تا نزدیکی های صبح نخوابید و به طرف دشمن تیر اندازی می کرد تا اینکه محل ایشان را با دوربین های مادون قرمز شناسایی کردند و ایشان را با تفنگ های دوربین دار مورد هدف قرار داده و به شهادت رساندند.
 
+
<ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=22165 سایت یاران رضا]</ref>
http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=22165
+
==پانویس==
 +
<references />
 +
==رده==

نسخهٔ کنونی تا ‏۶ بهمن ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۱


کد شهید:6227280 نام :علی‌ نام خانوادگی :یعقوبی نام پدر :محمدحسن محل تولد :تربت ‌حیدریه ‌تاریخ شهادت :1362/05/۲۴ ‌مکان شهادت : تحصیلات :نامشخص منطقه شهادت : شغل : یگان خدمتی : گروه مربوط :گروهی برای این شهید ثبت نشده است. نوع عضویت :سایر شهدا مسئولیت :رزمنده‌ گلزار :بهشت‌عسکری‌


خاطرات

عنوان خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید موضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد راوی محمد حسن یعقوبی


قبل از شهادت فرزندم علی یعقوبی یک شب در خواب دیدم که ایشان با لباسهای خیلی زیبا و چهره ای نورانی وارد منزل شد و به مادرش که درب خانه نشسته بود گفت: به پدر بگوئید که فکر دختری برای من نباشد چون من دختر مورد علاقه ام را پیدا کرده ام و به عقد خود در آوردم تا خواستم نزدیک بروم و با او صحبت کنم از خواب بیدار شدم. صبح که شد خودم را به پیش برادر بزرگترش محمد رساندم که در آن زمان در سپاه بود و به او گفتم: از برادرت علی خبر داری یا نه؟ گفت: چرا؟ گفتم دیشب خوابی دیده ام که احتمالاً او شهید شده است. پسرم محمد به من گفت: شما از بس به این مسائل فکر کرده اید به همین خاطر خواب دیده اید. می گفتم: ولی مطمئن هستم که او شهید شده و تا چند روز دیگر جنازه اش را برای من می آورند. حرف من درست بود و هنوز دو، سه روز از آن موضوع نگذشته بود که خبر شهادت و سپس جنازه وی را برای ما آوردند.

عنوان آخرین وداع با خانواده موضوع آخرين وداع با خانواده راوی محمد حسن یعقوبی


یادم هست فرزندم علی یعقوبی زمانی که در جبهه حضور داشت دیر به دیر به مرخصی می آمد اما در این دفعه آخرهنوز پانزده روز از رفتن او نگذشته بود که به خانه آمد وقتی علت را جویا شدیم گفت: خوابی دیده ام که در این دفعه شهید خواهم شد به همین خاطر آمدم تا حلالیت بطلبم و اگر دینی بر گردن کسی دارم ادا نمایم سپس به مادرش گفت: مادر اسم مرا برای خلبانی بنویس. مادرش گفت: شما که بلد نیستی او در جواب با لبخند جواب داد هواپیمای من بر روی دستان مردم و توسط آنها کنترل می شود. ما آن لحظه حرف او را به شوخی برداشت کردیم او با خنده رویی خاصی به پیش من آمد تا ناراحت نشوم سپس خداحافظی کرد و رفت و زمانی که شهید شد و او را به تربت انتقال داده و ما مراسم تشیع او را برگزار می کردیم یاد آن حرف او افتادم و فهمیدم منظور او از هواپیما، تابوت بوده است.

عنوان خواب و رویای دیگران در مورد شهادت شهید موضوع خواب و روياي ديگران در مورد شهادت شهيد راوی غلامعلی خسروی


یادم هست قبل از شهادت همرزمم علی یعقوبی ایشان به من گفت: بیا با هم به شهر مهران برویم و در آنجا یک حمام رفته و کمی لوازم تهیه کنیم ما به حمام رفتین و ایشان در آنجا به من گفت: غسل شهادت انجام بده گفتم: چرا؟ گفت: شهادت برای ما نزدیک است. بعد از غسل از حمام خارج شدیم و به منطقه برگشتیم. من که از راه خسته شده بودم به داخل سنگر اصلی خودمان رفته و خوابیدم در خواب یکی از دوستان و همرزمان که قبلاً شهید شده بود را دیدم که به نزد من آمد و گفت بلند شو می خواهم پیامی به تو برسانم. گفتم شما که قبلاً شهید شده اید. گفت: شهیدان دهیچ وقت نمی میرند و شهیدان زنده اند. سپس به من گفت: بلند شو. که علی هم به جمع ما پیوست با شنیدن این کلمه از جا بلند شدم و هراسان از سنگر خارج شدم ناگهان متوجه شدم عده ای از نیروها در پشت سنگر جمع شده اند به پیش آنها رفتم و متوجه شدم که علی بر اثر اصابت ترکش به شهادت رسیده است.

عنوان غسل شهادت موضوع غسل شهادت راوی محمد حسن یعقوبی


طوری که یکی از همرزمان فرزندم علی یعقوبی برای من تعریف کردند. در کنار یک رود که آب زیادی از آن در جریان بود ما آب تنی می کردیم که علی به بچه ها گفت: بچه ها ما امشب عملیات در پیش داریم بیائید غسل شهادت کنیم. سپس خودش غسل کرده و از آب بیرون آمد موقع ناهار برای همة بچه ها کمپوت باز کرد ولی برای خودش باز نکرد وقتی علت را جویا شدیم گفت: من از یک جای دیگر تغذیه می شوم شما راحت باشید بعد از صرف غذا کمی استراحت کردیم و بعد به طرف منطقه عملیاتی حرکت کردیم وقتی رسیدیم درگیری شدیدی صورت گرفت و ایشان شب را تا نزدیکی های صبح نخوابید و به طرف دشمن تیر اندازی می کرد تا اینکه محل ایشان را با دوربین های مادون قرمز شناسایی کردند و ایشان را با تفنگ های دوربین دار مورد هدف قرار داده و به شهادت رساندند. [۱]

پانویس

  1. سایت یاران رضا

رده