بعد ازچهلم کاظم یکی ازهمسایه ها که خواهرشهید هم بود به منزل ما آمد وگفت: چند وقت پیش بچه ام مریض بود و اورا به دکتربردیم. دکتراورا جواب کرد. دربرگشت ازمطب به مغازه شما رفتیم. پسرتان با یک لباس سبز درمغازه بود وقتی بچه را دید گفت: چه شده؟ گفتم: تب کرده وبه دکترکه بردیم اورا جواب کرد. یک اناردردست داشت اورا به من داد وگفت: آب این انار را به او بده ان شاا... خوب می شود. و طولی نکشید که پسرم خوب شد.
منبع سایت: <ref>[http://yaranereza.ir/ShowSoldier.aspx?SID=19118سایت یاران رضا]</ref>==پانویس==<references />==رده==